تبليغاتX
شمس نوشت
 

جام جهانی فوتبال در حالی برای ایران پایان پذیرفت که این تیم با همه ستارگان نامدارش نتوانست رضایت خاطر مردم و کارشناسان را به خود جلب کند . عواملی مانند ضعف در امور پایه ای ٬ مدیریت نا صحیح ٬ انتقاد ناپذیری مسئولین ذی ربط٬ نداشتن بازیهای مناسب تدارکاتی به علت مشکلات سیاسی ٬ مربیان با دانش پایین ٬ انتخاب بد بازیکنان و ...باعث شد تیم شایسته ایران نتواند آنطور که باید ٬ خودی نشان دهد . درست است که ما با تیمهائی قوی رو برو بودیم ولی ما نتوانستیم اندکی از توانائیهای خود را به رخ این حریفان بکشیم . تیم ملی احتیاج به یک خانه تکانی اساسی دارد ٬ بسیاری از این بازیکنان در جام بعدی نخوهند توانست تیم ایران را همراهی کنند ٬ پس باید از همین امروز ضمن تشکیل کمیته های کارشناسی برای عیب یابی البته نه به شکل سابق ٬ ضعفها را بر طرف نمود تا در جامهای بعدی حضوری موفق داشته باشیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

سه شنبه ساعت ۷ بعد از ظهر اطوشوئی( نمی دونم کی گفته حتما" اطو رو باید با "ط" نه با "ت" بنویسیم )

من منتظر آماده شدن کت و شلوار ...

سکانس بعدی:

خانمی با چهره ای گرفته وارد کادر می شود!

سلام و احوالپرسی..

مسئول اتو شوئی رو به خانم مورد نظر: را ستی !داداشت چطوره؟!

خانم : داداشم ؟! داداشم مرد!

اتو شو! : آخی خدا رحمتش کنه . البته همون بهتر که خدا ازش راضی شد

خانم: ( سکوت )

خانم غمگین و گرفته مانتو خود را تحویل گرفته و از کادر خارج می شود

سکانس ۳

بنده خدا برادرش سرطان حنجره داشت خیلی زجر می کشید . به من می گفت به خدا حسن اقا دیگه خسته شدم روزی صد بار از خدا آرزوی مرگ می کنم ! همون بهتر که مرد .

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

ساعت ۲۱ شب یا همون نه خودمون:

کنتور خانه با صدائی مهیب منفجر می شود همه مطالبی که تایپ کرده ام به هوا می رود دودی غلیظ از محفظه کنتور برق به متصاعد می شود.

کو ؟ کجاست دفتر تلفن؟ ۱۱۸ بهتر است . راهنمای ۵۰ بفرمائید

الو خانم سلام تلفن اداره برق رو میخوام

یاداشت کنید ....

الوووووووووووووووو آقا به دادمون برسید

ده دقیقه دیگه اونجا هستیم

یک ساعت و نیم بعد خبری از آنها نیست . بارها تماس می گیرم گوشی را بر نمی دارند

با عصبانیت فراوان خودم را به اداره برق می رسانم ساعت یازده شب است و ۲۳ شما

خدای من!!! مشغول بگو بخند هستند خودم را گوشه ای پنهان میکنم با تلفن همراه یا همان موبایل خودمون زنگ می زنم تلفن را بر نمی دارند . با یک جست ناگهانی به دورون اتاق می روم داد میزنم مرتیکه گوشی رو چرا بر نمی داری؟ دست پاچه میشود . مرا به نشستن دعوت می کند

سرتان را درد نیاورم یک مشکل که زمان حل آن بیست دقیقه بود ساعت ۱۲ شب به پایان می رسد.

شیرینی ما یادت نره

نفری ۱۰۰۰ میشه دو هزار!!

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

 

آخ!

یادم می آید یک دخترک زاهدانی می گفت "وقتی یازده ساله بودم  ، پدر سن و سال دارم ٬ دوست و همبازی یازده سالگی ام  را به زنی گرفت.  عروس کوچک شب اول فرار کرد و زد به کوه و کمر..شب سوم برادر های عروس کوچک پیراهن دخترانه خونی را برای داماد پیرآوردند که لکه ننگ شود . " 

آخ!

منبع: بلاگ نوشت

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

 


بچه‌ها متشکريم! متشکريم که در مقابل تيم مکزيک به ايرانی‌ترين شکل ممکن باختيد؛ متشکريم که حقيقت ِ تيم و جامعه‌مان را به درست‌ترين صورت نشان داديد؛ متشکريم که مثل آيينه، تمام ِ آن‌چه که بر کشور و مردم‌مان می‌رود منعکس کرديد؛ متشکريم که شگفتی‌ساز نشديد و بازی را نبُرديد؛ متشکريم که در دو نيمه، دو روی سکه‌ی ايران و ايرانی را پيش روی‌مان گذاشتيد.

بچه‌ها! شما مائيد و ما شما. شما کوچک شده‌ی مائيد و ما بزرگ شده‌ی شما. خون ما در رگ‌های شما جريان دارد و خون شما در رگ‌های ما. ما همينيم که هستيم؛ ملتی جوان و در حال پيش‌رفت؛ در حال پيش‌رفت و در حال تغيير دائم. ملتی با رشد ناموزون، با رفتارهای نامتعادل يک نوجوان ِ در حال ِ بلوغ. يک نيمه، چنان اروپايی بازی می‌کنيم که خودمان هم انگشت به دهان می‌مانيم، و نيمه‌ی ديگر همه چيزمان وابسته می‌شود به اشتباه دروازه‌بان و می‌شويم يک تيم خيابانی.

بچه‌ها! ما هم مثل شما تکه‌تکه هستيم. بعضی‌های‌مان در دِه‌کوره‌های دورافتاده، در ميان خاک و خل، با پای برهنه به توپ و هر چه گرد است ضربه می‌زنيم، بعضی‌های‌مان لژيونر هستيم و در تيم‌های مطرح بازی می‌کنيم و حقوق‌های ميليونی می‌گيريم.

بچه‌ها! کشور ما هم مثل تيم شما اداره می‌شود. برانکو مثلا رئيس تيم است، مثل رئيس‌جمهور که مثلا رئيس مملکت است. اما واقعيت اين‌ست که برانکو هيچ‌کاره است، همان‌طور که رئيس‌جمهور هيچ‌کاره است. در آن بالا، کس و کسانی نشسته‌اند که اداره‌کننده‌ی واقعی ما و شما هستند. تصميم‌گيرنده‌ی واقعی هستند. شما نشان داديد که به‌ترين آدم‌ها –حتی اگر خارجی باشند- وقتی در سيستم ِ ايرانی ِ ما قرار می‌گيرند، تغيير ماهيت می‌دهند و رفتارهای ما را پيشه می‌کنند. چاپلوسی می‌کنند، بادمجان دور قاب می‌چينند، مجيز فرادستان می‌گويند و حفظ موقعيت برای‌شان همه‌چيز می‌شود. شما نشان داديد که مدل کوچک جامعه‌ی ما هستيد.

بچه‌ها! وقتی در کشور ما کار خراب می‌شود، مسئولان کمرشان درد می‌گيرد. رئيس‌جمهور محبوب پيشين‌مان کمرش هميشه در بزنگاه درد می‌گرفت. طفلک جواد خيابانی هم درست در آستانه‌ی بازی‌های جام جهانی کمرش درد گرفت. کمر علی دائی نازنين ما هم در حالی که هيچ‌کس در بازی مکزيک به او نزديک نشده بود درد گرفت. شما نشان داديد که وقتی کار خراب می‌شود، کمر همه، از سطح تيم ملی تا سطح مملکتی درد می‌گيرد.

بچه‌ها! کاپيتان دائی را بی‌هوده نکوبيد. او افتخارات زيادی برای کشور ما کسب کرده است. کاری نکنيد که بيگانگان فکر کنند، نخبه‌کــُشيد و قدر و منزلت بزرگانی را که روزگاری بر سرتان می‌گذاشتيد و حلوا حلوا می‌کرديد نمی‌دانيد. اين کار خيلی بد است؛ خيلی بد است که در سطح تهران برای علی دائی خرما پخش کنيم؛ خيلی بد است که در خرمشهر برای بازنشستگی‌اش دعا کنيم. اگر علی دائی پا در يک کفش می‌کــُنــَد و می‌ماند، به خاطر الگوهای بدی‌ست که دارد. مثلا می‌بيند که آقای جنتی سال‌ها می‌ماند و نمی‌رود و فکر می‌کند که ماندن‌ش خدمت به ملت است؛ می‌بيند که آقای خزعلی سال‌ها می‌ماند و نمی‌رود و فکر می‌کند که اگر برود مملکت و اسلام هم با او می‌رود. الگوهای ما بد هستند والا علی دائی که گناهی ندارد. اين قدر نمی‌رويم که مردم با فحش و فضاحت ما را بيرون کنند. علی دائی که ماشاءالله جوان است و خوش‌بختانه هنوز اين اميدواری هست که کمرش خوب شود و با نظر "سر ِ مربی" در مقابل پرتغال ظاهر شود و ما مطمئن شويم که در کنار جنتی و خزعلی، دائی هم به فکر ما ملت است و با حضورش نمی‌گذارد تيم ملی نصيب دشمنان شود.

بچه‌ها! مسئولان تيم شما هم مثل مسئولان کشور ما حرف زياد می‌زنند. وقتی بــِبَريد، عامل بُرد را دعای هفتاد ميليون مردم و عنايت ويژه خداوند به ايرانيان و فساد اخلاقی و عرق‌خوری طرف مقابل و مديريت بی‌نظير خودشان می‌نامند. وقتی ببازيد، هر کدام به گوشه‌ای می‌خزند و مسئوليت را به گردن بغل‌دستی‌شان می‌اندازند. بعد از يک مدت هم همه چيز را فراموش می‌کنند و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده. روز از نو، روزی از نو. مسئولان شما هم مثل مسئولان مملکت چشم ديدن هم‌ديگر را ندارند. رئيس فدراسيون می‌خواهد سر به تن رئيس تربيت‌بدنی نباشد همان‌طور که رئيس‌جمهور می‌خواهد سر به تن رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نباشد. يکی را در جای‌گاه وی.آی.پی راه نمی‌دهند و ديگری را از حرم حضرت معصومه «س» می‌رانند.

بچه‌ها! ما همه کارشناس فوتبال هستيم. همان‌طور که در تمام امور سياسی خبره و صاحب‌نظر هستيم، موقعی که جام جهانی می‌شود، در امر فوتبال هم خبره و صاحب‌نظر می‌شويم. من هم که طنز سياسی می‌نويسم در اين ايام، استراتژيست فوتبال می‌شوم. بچه‌ها! از ما کارشناسان و منتقدان بترسيد! همان‌طور که شما را بالا می‌بريم و بر دوش حمل می‌کنيم، همان‌طور هم وسط زمين‌وهوا ول‌تان می‌کنيم و با سر به زمين‌تان می‌کوبيم. از اين خصلت ما ناراحت نشويد. خود شما هم با رهبران‌تان چنين کرده‌ايد و می‌کنيد. ما هم با رهبران‌مان چنين کرده‌ايم و می‌کنيم. گول لبخندهای امروز هواداران‌تان را نخوريد. دفعه بعد هم که رئيس جمهور ِ توانا را ديديد، عوض يکی دو چشمه‌ای که برای‌تان آمد و با پرسيدن قطر توپ فوتبال کيش و مات تان کرد، اين چند نکته را گوش‌زد کنيد!

بچه‌ها! رده‌ی ما در جدول فيفا مشخص است. جای ما همان جاست و اين عجيب است که می‌خواهيم با معجزه، يک دفعه ده تا پله را بالا بپريم. بالاخره ملتی هستيم که از بس با کار سيستماتيک به جايی نرسيده‌ايم دست به دامن معجزه و خواهان پرش از قوانين طبيعت و اجتماع می‌شويم. همين رده را در ميان کشورهای جهان هم داريم منتها اصرار داريم که بگوييم به‌ترينيم و برترينيم و خوش‌اخلاق‌ترينيم و دانشمندترينيم و ترين در ترينيم. نمی‌دانم با اين همه "ترين" چرا در کتاب "ترين‌ها"ی گينس کم‌تر اسمی از ما هست ولی بالاخره مسئولان ما که دروغ نمی‌گويند. کاری که شما در استراليا کرديد جهشی معجزه‌آسا بود که اگر تعداد آن بيش‌تر می‌شد، کلا ً بدبخت می‌شديم. مثلا ما در انرژی اتمی جهش کرديم و کيک زرد ِ سه و نيم درصد استحصال کرديم غافل از اين‌که غربی‌ها آش پر ملاطی قرار است برای ما استحصال کنند که مقدار روغن‌اش صد در صد است. اين هم جهشی بود در عالم سياست که حالا فکر می‌کنيم وارد باشگاه اتمی شده‌ايم و در جدول فيفای سياست، ده پله يکی کرده‌ايم چون "می‌خواهيم و می‌توانيم". اما از آن طرف، می بينيم که کارکنان يو.سی.اف اصفهان –همان‌ها که در عکس‌ها می‌بينيم جلوی دهان‌شان را با پارچه نبسته‌اند- يکی يکی روانه بيمارستان می‌شوند و کسی هم نمی‌داند که چه‌شان شده است. ما جهش می‌کنيم و بدبخت می‌شويم، اما غربی‌ها خوش‌بخت می‌شوند؛ ما جهش می‌کنيم و غربی‌ها بر ثروت مادی و معنوی‌شان افزوده می‌شود؛ ما جهش می‌کنيم و استفاده‌اش را بايرمونيخ و هامبورگ می‌برند. ما جهش می‌کنيم و دول غرب جيب‌شان از درآمدها و ثروت‌های انسانی ما پر می‌شود.

بچه‌ها! ما پرچم‌ها و شيپورهای‌مان را آماده کرده بوديم که بعد از بُرد شما به خيابان‌ها بريزيم و شادی‌های سرکوب شده‌مان را جلوی ماموران نيروی انتظامی تخليه کنيم. اين تنها موقعيتی‌ست که می‌توانيم به نيروهای سرکوب‌گر نشان بدهيم که هستيم و اين‌طوری هم هستيم. خسته شديم از بس خبر غم‌انگيز شنيديم؛ شنيديم که به خاطر يک کاريکاتور –که هيچ چيز اهانت‌آميزی در آن نبود- جماعتی به خيابان ريخته‌اند و کاريکاتوريست بی‌گناه را برای زهرچشم گرفتن از اهل قلم به زندان انداخته‌اند؛ شنيديم که اهل فلسفه‌ای را به جرم دگرانديشی و به نام جاسوسی هفته‌ها در سلول انفرادی نگه داشته‌اند؛ شنيديم که به اجتماع زنان مثل قوم مغول يورش برده‌اند و با مشت و لگد و باتون آن‌ها را کتک زده‌اند. ما هم می‌خواهيم اخبار خوب بشنويم و خوشحال شويم؛ بشنويم اهل قلم به زندان نمی افتند؛ بشنويم انسان‌ها شکنجه نمی‌شوند؛ بشنويم اندوه و غم بر شادی پيروز نمی‌گردند. می‌خواهيم اخبار خوب بشنويم و خوشحال شويم؛ بشنويم تيم ما پيروز ميدان است؛ پيروز ميدان است حتی اگر بازنده باشد؛ پيروز ميدان است حتی اگر رهبران‌اش درجهت شکست گام بر دارند؛ پيروز ميدان است مثل اهل قلم ما، مثل اهل انديشه‌ی ما، مثل تمام کسانی که به فکر ايران و ايرانی هستند حتی اگر امروز در زندان باشند، حتی اگر امروز تحت فشار باشند، حتی اگر رهبران‌شان برای پيروزی‌شان برنامه‌ی مدون و منظمی نداشته باشند و به جای برداشتن موانع، خود مانند مانع بر سر راه‌شان قرار بگيرند. می‌خواهيم اخبار خوب بشنويم و صورت‌مان را رنگی کنيم و پرچم و شيپورمان را برداريم و به خيابان‌ها بريزيم و پای‌کوبی کنيم. می‌خواهيم معجزه ببينيم! اين خواست ملت ماست. آن را بر آورده کنيد. بچه‌ها متشکريم!

[وبلاگ ف. م. سخن]

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

چه میدونم قل چماغ ٬ قل چماق غول چماق !! هر چی هست  صفتیه که من با دیدن این خانم یکه بزن به ذهنم رسید . تصویر مربوط میشه به تجمع مثلا" مسالمت آمیز زنان در میدان هفت تیر که اینچنین پایان یافت .راستش من یاد شعبان جعفری یا همون شعبان بی مخ خودمون افتادم شما چطور؟ 

سایر عکسها که تماما" به سایت کسوف اختصاص داره رو   اینجا  ببینید

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران موفق شدند عده ای از جانیان حادثه جاده بم کرمان که در آن واقعه دوازده نفر از مردم  توسط این افراد شرور کشته شدند را به هلاکت برسانند . تصاویر این قاتلان بی رحم را اینجا  ببینید
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

هیچمی : سلام

اولی : هااا؟ چی میخوای؟

هیچمی : یه کرم ضد آفتاب و مرطوب کننده خوب میخوام ترجیحا" خارجی باشه لطفا"

دومین هیچمی : بابائی یه لاک خوشرنگ هم واسه من میخری؟

عکس از مهر نیوز

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

اول بگم  اینا حرفای خودم نیست . البته نه این که کپی کرده باشم ! یعنی گوشم کپی کرده از زبان یه مسافر کش شخصی . کی؟!! همین دیروز صبح مسیر کرج شهریار . بشنوید:

بابا گرفتاری زیاد شده مثل قدیم نیست که الان!! . الان بچه ها همه چی میخوان . دیگه گذشت اون زمونا که یارو ده بیست تا بچه پس مینداخت!! بابای خود من بابای خود من پونزده تا بچه تولید کرده ماشاالله!! دو تا زن گرفته !. الانم تو مسجد زندگی می کنه ! خدا وکیلی راست میگما! چرا ؟! چون هیچ کدوم از زنا راش نمیدن خونه چون خرجی میخوان . منم خیلی دوست دارم بیارمش پیش خودم ولی مادرم نمیزاره !!

من خودم بازنشسته هستم از موقعی که بازنشسته شدم این پیکان رو خریدم از بوق سگ! کار می کنم تا شب . به پسرم میگم بابا برو سر کار میگه کو کار؟ تو پیداش کن تا من برم ! . میگم پسر جان کار کن باشی کار پیدا میشه .

اون روز مادرش برگشته میگه برا پسرمون زن بگیریم خودش خواسته !! گفتم بلا نسبت شما که میشنوید گه خورده مرتیکه لندهور!! به مادرش گفتم بهش بگه هر وقت دو تا بربری زد ی زیر بغلت اومدی  خونه واست  زن می گیرم!!

الان بچه ها مثل قدیم نیستن که!! صبح پا میشن موهاشونو از این ژل ملا میزنن ریش میزارن اینقد!( انگشت شست رو به انگشت اشاره می چسپونه ) اخه اینجور بچه ها کار کن نمی شن که!

یه شب خسته و کوفته رفتم خونه دیدم  پسره  یه  شلوار پوشیده  تا نزدیک زانوش !! گفتم این چیه ؟ گفت شلوارکه دیگه . همونجا گرفتم با قیچی شلوارک رو تیکه تیکه کردم !! آبروشو بردم !! دیگه شد آخرین بارش.

به بچه جماعت نباید رو بدی !  نباید بچه رو  بوس کنی !. من الان دو تا پسر دارم یه دونه دختر . پسر بزرگم الان سربازه دومیش دانشجو . دخترم هم دانشجو ئه !! البته فکر نکنی من به فکرشون نیستما!! نه !! واسه همشون پراید گرفتم !!( با ماشین خودش میشه چهار تا : ماشاالله به این پارکینگ !!) فکر آیندشونم کردم

من: آقا قربون دستت من این بغلا پیاده میشم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

واسه این که خستگی و ناراحتی باخت فوتبال و کتک خوردن خانما از تنتون بیرون برا اینجا رو کلیک کنید . یه عکس پانوراماست از تاج محل هندوستان که به صورت زنده در اومده . توصیه می کنم حتما" ببینید . هر جا موس رو ببرید تصویر به همون طرف چرخش میکنه .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

...خیر سرمون خواستیم از خودمون افعال معکوس در وکنیم !!! که حسابی ظایع کردیم !! اگه متن قبلی رو که نوشتم و ستون نظرات رو بخونید مشاهده می کنید که من متهم شدم به نداشتن تمدن و مطمئن هم هستم این خواننده محترم دلیلش از گفتن این جملات ٬ نوشته های من درباره کتک خوردن زنان معترض به وضع موجود بوده .

هر چند راست و حسینی بگم ٬  به هیچ و جه مدعی داشتن تمدن نیستم ! ولی عرض می کنم خدمت شما که من خودم یکی از حامیان پروپاقرص برابری حقوق زن و مرد هستم البته بنا به دلایل خاص خودم که از حوصله اینجا خارجه ولی خیلی از این روشهائی که این عزیزان به کار میگیرند رو هم نمی پسندم . راستش فکر می کنم حرکاتشون بیشتر شبیه خاله زنک بازیه تا اعتراض واقعی !! حالا من آماده ام واسه یه حمله دیگه از طرف شما...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

آقایون خانما ٬ برادرا ٬ خواهرا!! توی این هیری ویری که باختیم و اعصابمون حسابی داغونه یه وقت فراموش نکنیم که انرژی هسته ای حق مسلم ماست!! نذاریم دوباره مشروطه تکرار بشه . آقا یا خانم be من شرمندم که وفای به عهد نکردم و یه ذره ٬  فقط یه ذره بازم این پستم ورزش قاطیش بود ولی من مسئولیت دارم ! نمی تونم هویجوری دست رو دست بذارم و حق مسلممونو بزارم فراموش بشه . پس همه با هم یکصدا میگیم انرجی هسته ای...!!

در ضمن یه خبر خیلی بی مزه هم میگذارم تنگ این پست :

شنیدم امروز تو میدون هفت تیر زنان ناراضی و فمینیستها حسابی از نیروهای انتظامی کتک سیر خوردن نوش جونشون میخواستن نرن!! کی گفته بود برن اصلا" ؟! مث بچه آدم می نشستن خونه درست مث  ما؟ چرا نیومدن مارو کتک بزنن؟ ها؟ چرا ساکت شدین و جیکتون در نمی یاد؟! نکنه لال مونی گرفتین؟

در ضمن میگن این دفعه نیروی انتظامی از کماندوهای زن استفاده کرده !! با ایول داره به خدا ..!!!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

بار خدایا٬ خداوندگارا ٬ ای پروردگار زمین و آسمانها از تو سپاسگذاریم که برانکو را مجبور کردی یک خالی تابلو ببندد و اعلام کند که دائی مصدوم است و نمیتواند در بازی با پرتغال به میدان بیاید . ای خداخیلی ازت ممنونیم قول میدیم جبران کنیم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

 

بابا خسته شدیم از بس دیروز تا حالا حرص تیم ملی رو خوردیم بزار یه خورده هم بی خیالی طی کنیم . اینو واسه رفع خستگی گذاشتم و دلیل خاصی نداره

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

 تیم ملی ایران در نخستین روز از رقابت های جام جهانی در حالی که می توانست دست کم با یک امتیاز از زمین خارج شود شکست تلخی را متحمل شد تا شگفتی ساز شدنش در این دوره از رقابت های جام جهانی در هاله ای از ابهام فرو رود.تیم ملی ایران در هجدهمین دوره رقابت های جام جهانی در گروه D رقابت ها با تیم هایی همگروه است که به زعم کارشناسان گروه نسبتا ساده ای به حساب می آید و این بخت را دارد تا به دور دوم رقابت های جام جهانی صعود کند.ضمن اینکه وقتی به عملکرد فوتبالمان در این چند سال اخیر نظر می اندازیم می بینیم فوتبال ایران جایگاه نسبتا مقبولی پیدا کرده است. حذف استرالیا در ملبورن، شکست آمریکا در پاریس ، بازی قابل قبول مقابل دانمارک در کپنهاگ، شکست پرگل کره جنوبی(تیم چهارم جهان)در پکن و نتایج دیگری که همگی نشان می دهد فوتبال ایران می تواند به سان فوتبال بسیاری دیگر از ممالک کوچک و بزرگ دنیا حرف هایی برای گفتن داشته باشد.تیم ایران با انبوهی از ستاره ها مقابل مکزیکی صف آرایی کرد که به قول یک کارشناس آلمانی فقط زیاد می دود. مکزیکی ها در بازی با ایران آنقدر دویدند تا به هدفشان رسیدند. آنها برای همه چیزدویدند: برای اینکه بازی را ببرند، برای اینکه برتری خود را ثابت کنند، برای اینکه به فوتبال احترام بگذارند و برای اینکه هوادارانشان را سرخورده نکنند. شهیرترین مهره فوتبال مکزیک بازیکنی بود به نام خارد بورگتی که در بازی مقابل ایران حرکت خاصی را از خود نشان نداد و چه خوب که زود به این واقعیت پی برد و از آنجا که یک وطن پرست واقعی بود ، از مربی تیم خواست تا یک بازیکن آماده تر را به جای او به زمین بفرستد.برانکو پس از پایان دیدار مقابل مکزیک در حضور رسانه ها گفت: "ما به اشتباهات فردی باختیم." بله ایران به اشتباهات فردی باخت و یکی از افراد اشتباهکار ، خود شخص برانکو بود که هیچ گاه به انتقادات سازنده ای که علیه تیم ملی می شد وقعی ننهاد. وقتی میرزاپور در رقابت های لیگ برتر انواع و اقسام گل ها را دریافت می کرد و یک دروزاه بان ضعیف نشان می داد، تنها حامی اش کسی نبود جز برانکو. وقتی همگان می گفتند دایی پا به سن گذاشته برای حضور در خط حمله تیم ملی ایران(لااقل حضور کامل) مناسب نیست، برانکو و فدراسیون فوتبال فوتبال، منتتقدان را به ایجاد اغتشاش روحیه تیم ملی متهم کردند. زمانی که همه می گفتند نصرتی مجموعه ای از اشتباهات است ، برانکو پشیزی برای نظر کسی ارزش قائل نشد تا تیم ملی دقیقا از همین افراد بیشترین ضربات را بخورد و آن وقت برانکو می گوید ایران به اشتباهات فردی باخته است.دایی، میرزاپور، رضایی، نصرتی و معدنچی بازیکن تیم ملی هستند و این مربی است که باید تشخیص دهد آنها می توانند در ترکیب تیم حضور داشته باشند یا خیر. در کجای دنیا سابقه داشته مربیان باخت های خود را به گردن بازیکن بیندازند؟ در واقع وقتی یک مربی چنین می کند خودش را به زیر سوال می برد. برانکو باید خیلی زودتر از اینها متوجه می شد که این بازیکنان قابلیت حضور در ترکیب تیم ملی را ندارند اما متوجه نشد. او به جای این کار نشست و منفی بافی کرد تا امروز به جای اینکه خود را به عنوان بزرگ ترین مقصر بداند، پای زمین و زمان را به میان بکشد.

به هر تقدیر بازی با مکزیک در حالی که می توانست با پیروزی تیم ما ونیمی از راه صعود همراه باشد به پایان رسید. امیدواریم برانکو در ادامه کار دست از لجاجت برداشته و با آماده ترین نفرات در زمین حضور پیدا کند. فوتبال ایران به پیروزی نیاز مبرم دارد. 

 

منبع : مهر نیوز

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

خدا رو خوش میاد با اعصاب ما اینجوری بازی میکنید آقایان مسئول؟ چند میلیون نفر باید داد بزنند این آقای دائی درسته یه زمانی بازیکن خوبی بوده ولی الان دیگه فوتبالش تموم شده و باید بره پی کارش تا جوونا بتونن نفس بکشند! اگر قرار باشه که هر کی یه زمانی بازیش خوب بوده باید همچنان بازی کنه که باید پروین و آشتیانی و ناصر محمد خانی فیکس تیم باشن !! پدر جان من ٬ !!!  دیوانه شدیم به خدا . حیف نیست خطیبی و عنایتی و کاظمیان رو نیمکت بنشینند به جاش جناب دائی تو زمین باشند؟ به جرات میگم ما ده به دوازده بازی می کردیم . آقای دائی شده بود یار دوازدهم مکزیک !! حداقل برای بازیهای بعدی فکری بکنید که مطمئنم فکری  نمی کنید . بعضی وقتا به خودم میگم بابا بیکاری حرص این چیزارو میخوری ؟ ولی چه کنیم تیم ملی کشورمونه و دوستش داریم . از بس ملت گفتند دائی فوتبالش تموم شده ولی کسی گوشش بدهکار این حرفا نبوده ٬ دیگه این آخرا کسی این مسئله رو بیان نمی کرد چون همه می دونستند که بی فایده است . آخر بازی هم که هرکی بخواد از ایشان انتقاد کنه خیلی راحت میگن من دستورات مربی رو تو زمین اجرا کردم و از خودم راضیم . والله ما که راضی نیستیم شما با پول هفتاد میلیون ایرانی معروف بشید و حالا اینجوری رو اعصاب مردم راه برید . بی خیال بابا بی خیال اصلا" کی گفته بالای چشم تو ابروست؟!!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

الف: مبارکت باشه. ! ایشالله توش سفره مکه بندازی !

ب: سلامت باشی حاج آقا مرسی!

ج: نه خدائیش خوب خریدی حاجی پول لازم نداشت عمرا" این قیمت نمیداد

ب: آقای جیم دستتون درد نکنه یه مستاجر بیارید واسه خونه

الف: پنج تومن کمتر نگیریا من خودم پارسال چارونیم داده بودم

ب: دیگه ریش و قیچی دست آقای جیم

 

فرداش:

دینگ دینگ !! دینگ دینگ!!

الو بفرمائید؟

ج: آقای ب کجائی بابا ؟! شمارت نمیگیره!

ب : من در خدمتم

ج: زود بیا بنگاه یه مشتری گیر آوردم آشناست دونفرن ! صبح میرن شب میان

ب: هر جور خودتون صلاح میدونین!

ج : بهش گفتم چار و نیم تمام . موافقی؟

ب: والله چی بگم؟ باشه هرجور خودتون صلاح میدونید

ج: آها حاجی هم میاد مابقی پولو هم وردار بیار که شنبه برید محضر

ب: رو چشم

 

دو ساعت بعد:

ج: ( رو به طرف ب) : خیلی آقای خوبیه من ایشونو میشناسم

الف: آقای ب من گفتم پنج تومن سه تومن هم کرایه !! عیب نداره بنده خدا کارمنده

ب: ...!!! مگه.. چارو نیم..

الف و ج ( با عجله ) : صلوات بفرست بنده خدا دستش تنگه!!!

ب: خیلی خب . الهم صل ...

د( مستاجر) آقا این سه تومن کرایه رو از ما نگیرین

الف( در حالی که به ب چشمک میزند!!) استغفرالله اینجوری حروم میشه!

ب: آقا باشه من اصلا" این سه تومن رو نمی گیرم ولی چون حاجی میگه حروم میشه پس بنویسید

د: بر جمال محمد صلوات

الهم صل علی...

ب: ( رو به آقای د) آقا شما هود بخرید من باهاتون حساب میکنم

الف: در گوش ب زمزمه کنان: بابا ۱۲ضربدر ۳ میشه ۳۶ پول هود هم ۳۰ تومنه بابا تو دیگه کی هستی

ب: آخه ما خودمونم مستاجری کشیدیم عیب نداره گناه داره!!

الف : من چیکار دارم میخوای اصلا" مفت بده!

...

...

ادامه در سال بعد اول تابستون

                   این داستان واقعی است!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

عجب حکایتی داره این روحیه ما خیلی جالبه از کوچیکی عاشق یه تیم فوتبال باشی و لی از همون کوچیکی احساس همبستگی با ضعیفا تو روحت باشه . حالا چقدر جالب میشه این تیمی که عاشقشی بیاد با یه تیمی که ظاهرا" ضعیفه بازی کنه به قول این باسوا د موادا چه پارادوکسی میشه . اول تیم محبوبت یه گل بزنه کلی به به و چه چه کنی بعد وقتی تیم ضعیفه که خیلی هم تیم گردن کلفتی نشون میده فشار بیاره به تیم محبوبت اونوقت روحیه ضعیف دوستیت گل کنه تو دلت بگی خدا کنه اینا یه گل بزنن بعدش دوباره تیم محبوبت یه گل دیگه هم بزنه . به صورت کاملا" طبیعی به هوا بپری بعد یادت بیاد ای داد بیداد پس این ضعیفا چی ؟!! اگه ببازن که به احتمال زیاد حذف میشن که؟!! بعد دوباره طرفدار تیم ضعیفه بشی ولی ایندفعه نه تو دلت بلکه آشکارا بعد دوستای فوتبالیت بهت یه جوری نیگا کنن که تو اصلا" ثبات نداری !. خلاصه بزنه و تیم ضعیفه یه گل رو جبران کنه! وای چه شود!!

هیچی دیگه تو این وسط میمونی چیکار کنی؟

ای بابا  مثل  اینکه بیخوابی زده به سرمون . بابا همش تقصیر این مارادوناست که آدم یاد گذشته ها میندازه اونوقتا که واسه باخت آرژانتین چشمامون پر اشک میشد ولی سرمونو جوری بالا میگرفتیم تا اشکا بره تو موهای سرمون . حالا دیگه موهای قایم کننده اشک هم خیلیهاشون ریختن ولی در عوض دیگه به خاطر باخت تیم محبوب گریه نمیکنیم پس این به اون در

اصلا" شما فهمیدین چی شد؟!نه خدا وکیلی فهمیدین؟!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

چهار سال دیگر هم گذشت و جام جهانی دیگر از راه رسید و هر تیمی که مدیریت قویتری داشته و با برنامه ریزی مناسبتر  حرکت کرده ٬ موفقتر از بقیه خواهد بود . این جام مکانی است برای نشان دادن توانائیهای ورزشی کشور های شرکت کننده. ایران هم با همه کم و کاستها و خوب و بدها تیم خود را روانه این مسابقات نموده ٬ امیدی که به موفقیت این تیم می رود در هیچ دوره ای سابقه نداشته است .

امروز عصر مراسم افتتاحیه مسابقات در حالی برگزار شد که باز هم تلویزیون مارا از دیدن این برنامه باشکوه محروم کرد هرچند بر خلاف دوره های قبل که مراسم از طرف تلویزیون به طور کلی تحریم میشد اینبار قسمتهائی کوتاه از کانال سه پخش شد.

همانطور که میدانیم حواشی مسابقات فوتبال دست کمی از خود مسابقه ندارد ولی یکی از ایراداتی که همیشه به تلویزیون دولتی وارد است٬ پخش ننمودن این حواشیهاست.

عکس از بازتاب

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

ابو مصعب زرقاوی تروریست نا جوانمرد ی که در ددمنشی و بی رحمی دست همه نامردان عالم را از پشت بسته بود به دست نیروهای آمریکائی در عراق به هلاکت رسید . لعنت می فرستیم بر روح او و روح همه تروریستهای آدم کش و حامیان آنها و البته آنها که با بی عدالتی باعث به وجود آمدن روحیه ترور در افراد ناآگاه می شوند .نکته جالبی که در این بین نباید از آن غافل شد تحلیل برخی از به اصطلاح صاحب نظران داخلی بود که تا چند روز پیش وجود زرقاوی را به طور کل نفی می کردند و او را ساخته و پرداخته دست آمریکا می دانستند.

برای تماشای سایر عکسهای مرتبط اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

تورو خدا نیگا کنید کار ما به کجا کشیده؟ چند ماه از قضیه هاله نور که تو سازمان ملل دور سر احمدی نژاد رو گرفته بود نگذشته و تازه داره قضیه ماست مالی میشه که جناب رحیمی در اظهار فضلی تازه فرمودند اگر قرار بود پیامبری ظهور کنند کسی بجز احمدی نژاد نمی بودند.

شرم آور نیست این سخنان؟!

متن کامل این سخنان گهربار رو اینجا بخونید

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

خبرگزاري فرانسه روز دوشنبه از لندن گزارش داد،"نظير افضال" نماينده دادستاني در ناحيه غرب لندن در كنفرانسي مطبوعاتي اعلام كرد: "جنايت در فرودگاه‌هاي انگليس به طور بي‌سابقه رو به افزايش است، بطوري كه حراج زنان روسپي نيز به صورت علني در اين اماكن برگزار مي‌شود."
به گزارش ایرنا وي با اشاره به برگزاري حراج زنان روسپي در سالن فرودگاه "گاتويك" در جنوب لندن و همچنين فردوگاه‌هاي "هيثرو" و "ستانستيد" گفت: زنان روسپي كه اغلب از كشورهاي اروپاي شرقي به انگليس مي‌آيند به محض ورود به خاك اين كشور به حراج گذاشته مي‌شوند.

بر اساس آماري كه وزارت كشور انگليس پنج سال پيش منتشر كرد، بيش از ۱۴۰۰زن روسپي در اين كشور فعالند و به صورت برده با آنان رفتار مي‌شود.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

بعد از ماهها کشمکش و جنجال بر سر زندانیان بازداشتگاه ابوغریب عراق که به دست نظامیان آمریکائی اداره می شد ٬ و رسوائیهای بیشماری که که این نیروها در شکنجه مردم عراق به بار آوردند ٬ دادگاه محاکمه کننده ٬ یکی از عوامل این جنایات را فقط به نود روز حبس محکوم کرد تا جهان شاهد عدالت آمریکائی و همچنین رسوائی برای محاکم قضائی آمریکا باشد ...

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

این درست که ۷۵ نماینده مجلس آلمان از دولت این کشور درخواست کرده اند به احمدی نژاد اجازه ورود به آلمان ٬برای تماشای بازیهای جام جهانی را ندهد ولی من به شما اطمینان می دهم آقای رئیس جمهور نه فقط برای تماشای بازیها که برای بازی در تیم ملی به آنجا خواهد رفت باور نمی کنید ببینید که برای ایشان لباس هم با نام خودشان طراحی شده است. یک خبر خنده دار هم شنیده ام هر چند یه خورده خطرناک هم هست ولی دلم نمی یاد برای شما تعریف نکنم. شنیده شده عده ای از نئو نازیهای آلمان از احمدی نژاد تقاضا کرده اند که حتما" به آلمان برود تا از آنها سان ببیند!! بیچاره ها فکر کردند حالا که رئیس جمهور ایران حرفهای ضد هولوکاست و ضد اسرائیلی زده پس حتما" سخت طرفدار آنهاست !! نه داداش من کور خوندید!! از این خبرا نیست.

در ضمن حالا بحث فوتبال هم شد من از همین تریبون اعلام می کنم سه بازیکن٬ تیم نازنین ما را بدبخت و بیچاره خواهند کرد . این سه بازیکن اسامی شان بدین شرح است:

۱. یحیی گ..!!

۲. علی  دا..!!

۳.میرزاپور اب..!!

اسمشونو کامل نگفتم که تضعیف روحیه نشه !!  عزت  زیاد

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

قابل توجه دولت جدید و مسئولین صدا و سیما:

بانک توسعه سازمان كنفرانس اسلامی هر ساله با حضور وزيران اقتصاد كشورهای اسلامی نشستی دارد كه به عنوان مهمان ويژه يكی از شخصيت های بين‌المللی سخنران اين اجلاس است. امسال اين نشست در كويت برگزار می‌شود و آقای خاتمی مهمان ويژه آن است. به همين دليل دو سه روزی است كه با آقای خاتمی در كويت هستيم. اما اگر چه دليل دعوت رئيس‌جمهور سابق ايران، اجلاس بانك توسعه بود ولی دولت كويت از ايشان به عنوان مهمان رسمی و تقريباً با پروتكل رهبران كشورها استقبال كرده است و ملاقات با امير، نخست‌وزير، وليعهد، رئيس مجلس كه البته چند روزی است منحل شده و مذاكرات مهم با آن‌ها و ضيافت رسمی نخست‌وزير به افتخار آقای خاتمی با حضور همه شخصيت‌های سياسی كويت جزء برنامه‌های رسمی بود. در فرودگاه نيز وزير دربار و وزير اقتصاد به نمايندگی از امير حاضر بودند.

همه مسئولان رسمی از دوران رياست‌جمهوری خاتمی با عنوان دوران آرامش منطقه خليج‌فارس ياد می كردند. گرچه امير كويت نگرانی خود از مسئله هسته‌ای ايران را با تعبير نگرانی از آلوده شدن خليج فارس به زباله‌های اتمی بروز داد اما بلافاصله اضافه كرد كه انرژی هسته‌ای البته صلح‌آميز حق مسلم مردم ايران است.

غير از استقبال رسمی، سخنرانی آقای خاتمی در مركز فرهنگی عبدالعزيز بابطين در مورد چالش‌های دنيای اسلام مورد استقبال انديشمندان كويتی قرار گرفت. آقای خاتمی در اين سخنرانی غرب‌پرستی و سنت‌پرستی را به يک اندازه مردود دانست و اين برای مردم كشوری مثل كويت كه عموماًً مديريت فكری‌اش را غرب‌پرستان يا سنت‌پرستان بر عهده دارند حرف تازه‌ای بود.

اخيراً امير كويت پارلمان را منحل كرده است تا يک ماه ديگر دوباره انتخابات شود. به اين دليل همه محلات كويتی پر از جنجال‌های تبليغاتی است. ديوانيه اطاق‌های بزرگی است كه همه صاحب نفوذان اقتصادی و سياسی صاحب يكی از اين ديوانيه‌ها هستند و در اين ايام مركز تبليغات انتخاباتی شده است. به دليل نفوذ و جايگاه آقای خاتمی در ميان مردم، صاحبان خيلی از اين ديوانيه‌‌ها اصرار بر حضور ايشان در اين مراكز را داشتند. طبيعی بود كه آقای خاتمی نمی‌توانست در آن‌ها شركت كند.أقاي جعفر موسوي سفيرایران هم مورد علاقه مردم و دولت کویت است و در شرف تغییر. فضای رسانه‌ای كويت هم خيلی به سفر و سخنان آقای خاتمی منعطف است. كاش اهميت نقش فردی مثل خاتمی كه هم‌چنان در ميان رهبران و مردم منطقه از اهميت فوق‌العاده و متفاوتی با دولتمردان فعلی برخوردار است در سياست داخلی و خارجی كشورمان نيز مورد توجه قرار می گرفت.

وزير دربار كويت وقتی متوجه شد كه آقای خاتمی با پروازهای عمومی به كويت آمده و به دليل نبود هواپيما در پايان سفر، ايشان قرار است از طريق يكی از شهرستان‌های ايران و تغيير پرواز به تهران سفر كند، اصرار عجيبی می‌كرد كه هواپيمای اختصاصی در اختيار آقای خاتمی و همراهان قرار دهد كه طبيعی بود با مخالفت سرسختانه‌ی آقای خاتمی مواجه شد. احساس عجيبی در اين سفرها وجود دارد كه مشخص می كند خاتمی برای كشور سرمايه بزرگی است كه در شرايط فعلی می تواند نقش برجسته‌ای داشته باشد هرچند حاكمان فعلی آن را ناديده بگيرند.

 

منبع : وب نوشت٬ محمد علی ابطحی

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

کاری از نیک آهنگ کوثر به مناسبت تولد مانا نیستانی کاریکاتور در بند

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

وبلاگ آزادی مانا نیستانی سعی دارد که تا زمان آزادی مانا اخبار و اطلاعات در زمینه ی دستگیری و بازداشت او را به اطلاع همه برساند . همه ی ما می دانیم که مانا فقط مرتکب یک اشتباه غیر عمدی شد . اشتباهی که بیش از آن که حقش باشد به او آزار رساند .
برای دیدن وبلاگ آزادی مانا نیستانی اینجا را کلیک کنید

اینها جملاتی است که در تیتر وبلاگی که برای حمایت از مانا نیستانی ٬ کارتونیست دربند ٬ به راه افتاده ٬ نوشته شده است .

در ادامه و از قول یکی ازدوستان  مانا اینچنین آمده:

راستي شما خنده تان نميگيرد...؟  بزرگمهر حسین پور

خنده ام مي گيرد وقتي مي بينم  كه در كشوري زندگي مي كنم كه كارم جرم محسوب ميشود...كه شغلم توهين قلمداد مشود...كه لابد خودم هم مجرم و گناهكار تصور ميشوم! تصورش را بكنيد كه هدفي داريد...شغلي داريد كه ميبينيد همه به شما دارند جوري نگاه مي كنند كه انگار لباس نپوشيدي...يا همه فكر مي كنند كه تو داري طوري نگاهشون مي كني كه انگار اونا لباس نپوشيدن...!
خنده ام ميگيرد وقتي يادم مي آيد اون قديم نديما عمويمان را مي كشيديم دعوايمان ميكردند... معلممان را كه مي كشيديم كتك مي خورديم ...بعدها... دخترها را كه مي كشيديم سانسورش مي كردند...  مسئولي را كه ميكشيدم اخطاريه ميامد...رئيس جمهوري را كه مي كشيدم تعطيل ميشديم و حالا هموطني را ميكشيم و زنداني ميشويم!!!
مانا ي عزيز...خنده ام ميگيرد و مي دانم تو نيز از اين خنده ها زياد كردي...! و چه خنده مي چسبد در كنج ديوارهاي زندان اوين!راستي شايد آن ديوارها ...همان ديوار هاي بلند زندان را مي گويم...چه حالي بدهند براي كشيدن كاريكاتورهايي كه ديگر نه توبيخي دارد و نه بازداشتي و نه سانسوري!

و ما گردانندگان این وبلاگ ضمن اعلام این نکته که توهین به هر قوم ملیتی جرم محسوب می شود از مسئولین ذیربط تقاضامندم با در نظر گرفتن قانون در عین احترام به اصل آزادی بیان با سعه صدر با این کاریکاتوریست برخورد نمایند

shamsfuture@gmail.com

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

سایت جام جهانی اتوبوسهای مخصوص تیمهای شرکت کننده را به معرض نمایش گذاشت . از جمله اتوبوس تیم ملی ایران که منقش به پرچم مقدس کشورمان و شعاری زیبا با این مضمون : ستارگان پارسه

shamsfuture@gmail.com

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

دوم خرداد و حسرت هاshamsfuture@gmail.com
دیروز دوم خرداد بود. راستش را بخواهی دلم برای دوم خرداد تنگ شده است. روزهای خوب خاتمی. روزهایی که می شد به تصویر مردی که تمام وجودش راستی و درستی بود نگاه کنی و دلت بخواهد بگوئی که دوستش داری. دلم برای آن شبی که مصاحبه خاتمی و کریستین امانپور پخش می شد و من احساس می کردم رئیس جمهور کشورم یک مرد متمدن و اهل خرد است، تنگ شده است. دلم برای روزهای امید و احترام تنگ شده است. هنوز چیزی در پس ذهن من است که دوستش می دارم، در پس ذهن من مردی با لباسی به رنگ شیر و تصویری به روشنی خنده و چشمانی پر از مهربانی زنده است که هر روز که می گذرد به روزهای زیستن در روزگار او بیشتر و بیشتر فخر می کنم. شاید بگویی مگر خاتمی چه کرد؟ پاسخ ات را به امروز واگذار می کنم، خاتمی تمام آن چیزی بود که امروز نیست، احترام، مهربانی، دوستی، آزادی، و حس خوب بودن...

منبع: روز آنلاین . ابراهیم نبوی

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

shamsfuture2gmail.com

يكي از بينندگان «بازتاب» در پيامي نوشت ٬ ما هم برای شما می نویسیم:
خيلي بدون شرح شما رو دعوت مي‌کنم به مشاهده گوشه‌اي از موارد استفاده صحيح از sms در جامعه:

:: از يك دانشجوي دانشگاه امام صادق(ع) به خبرگزاري ايرنا:
آيت الله مهدوي كني صبح امروز درگذشت!
(دروغ 13)

:: از قصابي جبارخان به ليست مشتري‌ها:
خدمات جديد قصابي جبارخان. جهت خريد گوشت گاو شماره 1، جهت خريد گوشت گوسفند شماره 2، جهت خريد دمبه شماره 3 را sms كنيد و سفارش خود را در منزل دريافت نماييد.
قصابي جبارخان، پيشگام در خدمات

:: از يكي از وزيران به رئيس‌جمهور:
اگه يه بار ديدي تو يه جا هستي كه ديواراش قرمزه تعجب نكن. تو توي قلب من هستي.

:: از حسن آقا بقال به اصغر آقا نجار:
انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست!

:: از علي لاريجاني به محمد البرادعي:
يه بار به يه اسكلت ميگن يه شعر بگو. ميگه تپلويم تپلو.... هههه. جون ممد باحال بود؟

:: از محمدعلي ابطحي به سيدمحمد خاتمي:
سلام سيدممد. امروز يه عكس تازه يواشكي با موبايلم از يكي گرفتم. هلو. بيست. توپ. نميگم كيه تا تو كفش بموني...

:: از حزب اعتماد ملي به صورت عمومي:
طرح عظيم 100 هزار تومني. انتخابات سال 88 را فراموش نكنيد...

:: از بوش به كاندوليزا رايس:
سلام كاندي جون. اين محمود بدجوري حال ما رو گرفته. فكر كن ببين چي جوابش رو بديم. راستي اذان صبح هم ساعت 4:02 هست. قربونت جورج

:: از رئيس بانك ملي به مشتركان: (ساعت 2 نصفه شب)
بانك ملي ايران ،‌ شما را به ادامه خوابتان دعوت مي‌نمايد. هر جا سخن از....

:: از رزيتا به الميرا:
سلام المي جون. راستش من نمي‌خواستم امروز اونجوري باهات صحبت كنم. ولي راستش ميدوني چيه. از وقتي اون اتفاق افتاد نظرم راجع به كامي عوض شده. نه كه فكر كني ازش خوشم اومده ها. ولي خب قبول كن كه آدم بدي هم نيست. حالا تو اونجوري كه صحبت كردي به هر حال من نمي دونم. اميدوارم از دستم ناراحت نشده باشي. راستي اگه.......... sms 1 از 52

:: از مراد بيل زن به وزير كشاورزي:
سلام آقاي وزير. لطفا به معضل كودهاي شيميايي بخش گل تپه ي عليا هم رسيدگي بفرماييد

:: از پسر خاله‌ي رئيس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ به رئيس راهنمايي رانندگي:
يكي داشته با سرعت رانندگي مي‌كرده‌ پليس جلوشو مي‌گيره ميگه گواهينامه. طرف ميگه باهاش جمله بسازم؟ هههه

:: از گروه علمي باران،‌ كلاس اول دبيرستان انقلاب بخش حسن آباد به ليست اعضا:
جلسه شيمي،‌ فردا ساعت 5. منزل مصطفي اينا


اين ليست در حال تكميل مي‌باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

این دیگه آخرشه ...

shamsfuture@gmail.com

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

خدای من!! داشت یادم می رفت امروز دوم خرداده. یادش به خیر چه زود گذشت ! نه سال عین یه چشم به هم زدن گذشت. چه آرزوهائی داشتیم چه فکرها که نمی کردیم ٬ و چه الگوها ئی!!!

همش دود شد و در چشم به زدنی به باد رفت . بی خیال بی خیال...

shamsfuture@gmail.com

+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

با نزدیک شدن به جام جهانی ٬ تب فوتبال در سراسر ایران دارد بالا می گیرد . همه مردم حساس شده اند . حتی پیرمردها و پیرزنها هم در پی آنالیز تیمهای جام جهانی بخصوص تیمهای همگروه ایران هستند . علاقمندان تیم ملی چند روز گذشته با حضور در کمپ تمرینی ٬ به تشویق آنان برخاسته اند

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

در پی چاپ کاریکاتوری در روزنامه ایران که شائبه به مسخره گرفتن قوم ترک در آن می رفت ٬ عده ی بسیار زیادی از مردم تبریز دست به راهپیمائی زده که در مواقع زیادی کار به زد و خورد و درگیری کشید . تصاویری از این نا آرامیها را می بینید

shamsfuture@gmail.comshamsfuture@gmail.com

                      shamsfuture@gmail.com

shamsfuture@gmail.comshamsfuture@gmail.com

+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |