سفر یک ایرانی آن هم از نوع مونث به فضا ٬ برای من بیشتر مانند یک خواب می ماند تا واقعیت. ولی مثل این که خبر صحت دارد و خانم انوشه انصاری تا ساعاتی دیگر سفر هیجان انگیز خود را به فضا آغاز خواهد کرد. خانم انصاری در صحبتهایشان گفته اند که می خواهند برای اولین باز از فضا به جائی بنگرند که اولین بار از آنجا به فضا نگریسته اند ٬ یعنی به ایران. چقدر جالب و هیجان انگیز!! . به هر حال این برای ما ایرانیها افتخاری است بسیار بزرگ .حداقل میتوانیم سرمان را بالاتر بگیریم!
خانم انصاری به درستی عنوان کرده اند که دوست ندارند واژه گردشگر فضائی برایشان به کار برده شود چون به قول ایشان یک گردشگر شش ماه تمام آزمایش پس نمی دهد و تمرین نمی کند. راستی اگر او در شانزده سالگی از ایران خارج نمی شد هم آینده اش چه شکلی بود؟.چه بسا اگر در ایران زندگی می کردند ٬ بعید نبود هم اکنون یکی از خبرنگاران بیکار شده روزنامه شرق باشند!!
وقتی دیشب مصاحبه تلویزیونی ایشان را از شبکه چهار سیما دیدم ٬ هم به خود بالیدم و هم افسوس خوردم. حس غرور انگیزی که بابت سفر یک زن ایرانی به فضا در من و همه ایرانیهای دیگر ایجاد شد ٬ وصف ناپذیر است و افسوس که چه بسیار نخبه های ایرانی که به علت عدم توجه کافی و بعضا" تنگ نظری مسئولین قید زندگی در ایران را می زنند و ...

...........................................................................................................................
در ضمن این گوشه زیر عکس لینک بیوگرافی گذاشتم . من که خودم اسمشو گذاشتم دیوانه نوشت!! تا شما چی بگین؟! . خب دوستان خوبم تا ۵ روز دیگه بای بای !!
اینم بگم هر روزی که نباشم اون روز با اس ام اس بلاگ که لینکش سمت چپ همین صفحه قرار گرفته آپ دیت خواهم کرد!! . حالا دیگه بای بای
...........................................................................................................................
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
|
جدیدا" گروهی از فعالان آمریکائی ضد جنگ در ایالات متحده ٬ به مناسبت سالگرد یازدهم سپتامبر ٬کارت پستالی به چاپ رسانده اند که از قرار دادن نزدیک به هفتصد نفر از کشته شده های آمریکائی جنگ عراق تصویری از جورج بوش دوم ٬ رئیس جمهور حال حاضر آمریکا تشکیل شده است. سوال اینجاست که آیا واقعا" گروههای ضد جنگ این کارت پستال را طراحی کرده اند یا خود دولت آمریکا؟ حال چرا دولت آمریکا ؟ چه دلیلی باعث می شود خود دولت جورج بوش ٬ این کار را علیه خود انجام دهد؟
جواب این است:
همانطور که می دانید سازمانهای غیر دولتی فعال در این زمینه ٬ تعداد کشته شده های آمریکائی جنگ عراق را بسیار بیشتر از هفتصد نفر تخمین می زنند٬ چیزی نزدیک به سه هزار نفرکشته و بیش از ده هزار زخمی!. حال متوجه شدید چرا چاپ این کارت پستال می تواند کار دولت آمریکا ٬ یا همان جمله پنتاگون باشد؟ آیا این نوعی فرار به جلو نیست؟

بزرگ ببینید
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
|
حدود ده روز پیش یکی از دوستانم عکسی برای من ایمیل کرده بود که در آن مراسم نماز جماعت مسلمانان با تصاویری از نوشابه های کوکا کولا به هم آمیخته شده بود. همان موقع خواستم آن را در وبلاگ قرار دهم ولی به علت توهین آمیز بودن ٬ از این کار منصرف شدم ولی امروز دیدم مهر نیوز با آب و تاب بسیار این عکس را به همراه توضیح فراوان و نسبت دادن آن به صهیونیستها ٬ در سایت خود قرار داده است. ( در اینجا )
نمی دانم! به نظر شما تنشی جدید در راه است؟ داستان کاریکاتورها را که فراموش نکرده اید؟!
بزرگ ببینید بزرگ ببینید
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
|
امروز (یعنی دیروز!. الان ساعت یک بعد از نیمه شب است) خیلی دیر به خانه برگشتم . بنا به عادت این چند ماهه دائم به این فکر می کردم که درباره چه مطلبی در وبلاگ بنویسم؟ اول صبح پیش یکی از مشتریها که فروشگاه آینه شمعدان فروشی هم دارد رفتم که حساب و کتابی بکنیم ٬ موقع برگشتن دسته کیفم به لبه یکی از آینه شمعدانها گیر کرد و نزدیک بود کار دست خودم بدهم!! یکی از آینه های غول پیکیر با اختلاف چند سانتیمتر از جلو صورت خانم فروشنده رد شد و بر زمین افتاد صد تکه شد. خیلی خدا به او و من رحم کرد که بلائی سرمان نیامد! بعد از این که قضیه ختم به خیر شد و صدقه ای دادیم و اسپندی برایمان دود کردند ٬ گفتم چه سوژه جالبی به دست آوردم برای نوشتن ! از آنجا به پست مرکزی کرج رفتم . نامه ای که قرار بود پنج روز پیش به دستم برسد هنوز در پیچ و خم طبقات اداره پست گیر کرده بود. نامه را که گرفتم تصمیمم درباره مطلب وبلاگ هم عوض شد. به خودم گفتم بهتر است موضوع مطلب را به مشکلاتی که مردم از ناحیه مخابرات و پست متحمل می شوند اختصاص دهم. در همین فکرها بودم که اس ام اسی از دوستم رسید. انگار یک سطل بزرگ آب یخ بر رویم ریختند. شرق توقیف شد. خیلی حالم گرفته شد. شرق را درست و حسابی ترین روزنامه چند سال اخیر می دانستم که یک تنه و با تلاش بسیار در برابر همه روزنامه های دولتی رانت خواربی خاصیت! ایستاده بود و تنها روزنامه ای بود که هنوز سایه ای از سالهای نه چندان دور اصلاحات را با خود داشت . دلایل توقیف را بدون این که بخوانم میتوانم حدس بزنم. حتما" باز هم شاکیان حرفه ای که همیشه در مواقع لزوم رگ غیرت دینیشان می جنبد ٬ به میدان آمده اند تا اندیشه ای دیگر را از میدان به در کنند.آنها نمی دانند این شگردها سالهاست کارکرد خود را از دست داده و دیگر کارائی سابق را ندارد. مردم ما خوب و بد را تشخیص می دهند و می دانند دلیل اصلی این توقیف چیست! می دانند چرا فاطمه رجبیها چطور می توانند هر هتک حرمتی را نسبت به محبوب ترین چهره سیاسی سالهای اخیر روا دارند و آب از آب تکان نخورد ولی روزنامه شرق تنها به جرم آزادی خواهی و آزاد اندیشی باید بسته شود حیف شد خیلی حیف شد . جای خالی شرق تا مدتها در روی پیشخوان روزنامه فروشیها خالی خواهد بود .
در ضمن خیابان گفتگوی تمدنها به خیابان ابا صالح المهدی تغییر نام داد.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
|
....ستار ٬ از اتباع افغانی است که مانند هزاران هموطنش در ایران به کارگری مشغولند .جوانی بیست و دو سه ساله ٬ بسیار نجیب و دوست داشتنی و البته کاری و مقاوم .
در چند ماه گذشته او روزها را به کارگری در ساختمانی در حال احداث در کوچه ای که ما ساکن هستیم می گذراند و شبها هم در همان ساختمان نگهبانی می دهد . ما حصل دسترنج هفت هشت ماهه اش که چیزی در حدود نهصد هزار تومان بوده را ٬ یکی از هموطنان افغانی اش دزدیده و سر او را بی کلاه گذاشته . خیلی از این بابت دلخور است و افسرده . هر موقع از سر کار بر می گردم دقایقی را با او به احوالپرسی می گذرانم . چند روز پیش به درب منزل ما آمد . می گفت صاحب کارش عذر اورا خواسته و دیگر نمی تواند در اینجا کار کند. علت را پرسیدم چیزی نگفت . خداحافظی مختصری کرد و رفت. عصر آن روز نزد مالک ساختمان نیمه کاره رفتم تا علت بیکار کردن ستار را بپرسم . پیش خودم گفتم احتمالا" دلیل این کار ٬قوانینی است که دولت در محدود کردن اتباع افغانی وضع کرده است . ولی خیلی از مسئله پرت بودم . مالک ساختمان با هیجان وصف ناپذیری می گفت . فلان فلان شده به من نگفته بودم که من سنی مذهبم ...
+
نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
|
چند روز آینده را چون دور از وبلاگ خواهم بود گفتم پستی بنویسم . دقایقی فکر کردم که پست امروز را به چه موضوعی اختصاص بدهم . اول با خودم قرار گذاشتم درباره شهریور و زیبائیهای آن بنویسم و البته از تلخیش برای محصلهائی که به علت درس نخواندن تجدید شده اند و مجبورند ماه به این زیبائی را به مرور درسهایشان بپردازند .درباره مسافرتهائی که خانواده ها در این ده پانزده روز مانده به پائیز انجام می دهند.درباره خطراتی که جاده های نا امن برای این مسافران می آفرینند. درباره شمال و دریا و از همه مهمتر جاده زیبای چالوس . ولی دیدم درباره همه اینها نوشته ام. گفتم بعد از ظهر می نویسم.
مقداری کار بانکی داشتم . قرار بود پولی به حساب یکی از دوستانم واریز کنم . فیش را نوشته بودم پولها را به همراه چند برگ تراول روی پیشخوان بانک گذاشتم . موبایم زنگ زد طبق عادت هنگام جواب دادن شروع به قدم زدن کردم . پولها را برداشتم ولی تراولها جا مانده بود و من هم بی خبر دم در بانک بودم . چند دقیقه بعد دستی به شانه ام خورد جوانی بود خوش قد و قامت با تیپی امروزی . از آن تیپها که من خیلی علاقه ندارم. جوان تراولها را به من نشان داد که جا گذاشته بودم .یکه خوردم . برایم خیلی جالب بود ٬ او در حالی که می توانست پولها را برای خود بردارد ٬ به راحتی پا بر روی نفس خود گذاشت و آنها را به من برگرداند.
یکی از عادات بدی که ما داریم این است که فکر می کنیم هر کس بخواهد خوب باشد و خوب جلوه کند باید حتما" چهره ای خاص داشته باشد . مثلا" ریش داشته باشد و پیراهنش را هم روی شلوارش انداخته باشد .(حالا منظور ما این نبود که همه ریشو ها بد هستند ) در حالی که اینطور نیست . این مشکلی است که در سالهای اخیر و با رواج ریاکاری در جامعه پدید آمده ٬ و ظاهر فیزیکی انسانها مهمترین ملاک خوبی و بدی آنها از دید بقیه شده است.در این باره مثال فراوان است ٬ و من سعی می کنم در این باره بیشتر بنویسم...
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
|
در دو سه سال اخیر اینترنت در ایران از حالت تخصصی خود خارج شده و می رود تا جای خود را به خوبی در بین خانواده های ایرانی باز کند . تبلیغات در اینترنت هم که در سالهای ابتدائی ورود این پدیده صرفا" به تبلیغ در همان محدوده اینترنتی مانند تبلیغ برای طراحی سایت و رفع مشکلات کامپیوتری محدود شده بود نیز ٬ می رود که از این حالت خارج شود و همه موارد مانند تبلیغ کالاهای مصرفی خانواده ها و غیره را در بر گیرد. سایتهای زیادی توسط پیشگامان تبلیغات اینترنتی راه اندازی شده که هر کدام با روشهائی متفاوت سعی در جذب این تبلیغات دارند. تبلیغات پیکسلی یکی از این نمونه هاست .
برخی از سایتها هم با ارائه مشوقهائی مانند تبلیغات رایگان در صفحات میانی خود توانسته اند خیلی زود صاحبان صنایع و بنگاههای تولیدی ٬ خدماتی را به سمت خود بکشانند . برای مثال سایت پیامها به همین طریق توانسته با توجه به عمر کوتاهش آگهی های زیادی را جذب کند . صفحه ابتدائی این سایت برای کسانی است که با پرداخت هزینه تبلیغ کالا یا خدمات خود را به گردانندگان پیامها سپرده اند . در آنجا امکاناتی مانند لینک به آدرس مورد نظر سفارش دهنده و همچنین مقدار بازدید کننده ها هم درج می گردد تا سفارش دهنده از میزان نفوذ آگهی خود با اطلاع گردد. طراحان این سایت با دسته بندی حرفه های گوناگون سعی در دسترسی آسان کاربران اینترنتی به بخشهای مختلف سایت داشته اند که گمان می کنم در این راه موفق بوده باشند.پیامها را در اینجا ببینید . شاید شما هم روزی آگهی بازرگانی خود را مانند ما به آنها سپردید.
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
|
همسر غلامحسين الهام، رئيس دفتر احمدينژاد و سخنگوي دولت، در جديدترين يادداشت خود که در سايت نزديک به دولت منتشر شده، در اعتراض به سفر سيدمحمد خاتمي، رئيسجمهور پيشين ايران به آمريکا نوشت: لینک
بدون اینکه توضیح اضافه ای بدهم توجه شما را به این شعر جلب می کنم که بعد از خواندن مطالب بالا از این مدعی دین و انقلاب و اسلام ٬ به ذهنم آمد .
این چه شوری است که در دور قمر می بینم
همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم
اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه بر گردن خر می بینم
...
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
|
تو از کجا شانس آوردی قلعه نوعی ؟ بگو از کجا؟!!
اگر سوتی مدافع خام کره ای نبود چه جوابی داشتی آقای پر مدعا؟!
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
باز هم یک سقوط دیگر ٬ باز هم کشته شدن عده زیادی بی گناه ٬ باز همان دنبال کردن مقصرهائی که که کمترین تقصیر را دارند و شاید بزرگترین تقصیرشان به خطر انداختن جان خود و پرواز با ارابه های مرگ است .
خبر : ۸۰ مسافر پرواز بندرعباس مشهد کشته شدند!
این را دیگر هر ننه قمری ! می داند که تحریم های بین المللی ایران توسط صاحبان تکنولوژی برتر هواپیما سازی و عدم دسترسی ما به هواپیماهای با عمر کم و کیفیت مناسب دلیل اصلی این همه سانحه هوائی است .حتما می دانید که یکی از شروط دول غربی برای برداشتن این تحریمها ٬ دست شستن جمهوری اسلامی از غنی سازی اورانیوم است . کسی منکر ارزش دستیابی به تکنولوژی هسته ای نیست و همگان به اهمیت والای آن واقفند . ولی آیا راهی میانه وجود ندارد که برای رسیدن به این حق به ظاهر مسلم ٬ این همه هزینه نکنیم ؟ این همه کشته ندهیم ؟ این همه خانواده را داغدار نکنیم؟ سوال این است که آیا همه کشورهائی که دارای تکنولوژی هسته ای هستند ٬ دچار تحریم و انزوا هستند؟ راستی مشکل اصلی کجاست؟

+
نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
|
برای خواندن مطلب عروسی به سبک اسدآبادیها ( قسمت دوم ) اینجا را کلیک کنید
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
|
نمی دونم تو خبرا خوندید یا نه که یه ایرانی مقیم لس آنجلس همسر و مادر زن خودشو به قتل رسونده اونم با ضربات متعدد چاقو !! غلط نکنم فیلش یاد هنوستان کرده فکر کرده اونجا هم ایرانه که بزنی و در بری . بعدشم فرارو رضایت به خاطر بچه ها و از این حرفها . نوع عملکرد پلیس آمریکا در این قضیه جالب و البته برای مقایسه با نوع رفتار پلیسهای خودمون مفیده . در اونجا پلیس به سرعت تمام وارد قضیه شده . بدون رودرواسی اگه این اتفاق اینجا می افتاد حتما" پلیس زمانی مطلع میشد که طرف نزدیکای بندر عباس بود . نوع دستگیری هم خیلی جالبه . در ابتدای خبر می خونیم که پلیس با شلیک گلوله به سر قاتل اونو به دام انداخته و جالب اینجاست که پلیس هم اکنون در حال تحقیق از متهم برای پیدا کردن انگیزه قتل هستش . خب اولش آدم تعجب می کنه که چطور ممکنه یکی به سرش شلیک کنند و هیچیش نشه ! نه جانم معجزه ای در کار نبوده ! گلوله ها از جنس بی هوش کننده بودند . حالا اینجا هم با پلیسهای خودمون مقایسه کنید. که وقتی می خوان یه متهم رو بگیرن چه جوری برخوردند می کنند .
اتفاقا" دیروز یه نوع جالب و تکراری رفتار پلیس را با یه هموطن دیدم . کجا ؟ بازار تهران خیابان ۱۵ خرداد جنب بازار طلا فروشها . نمی دونم این جوون ننه مرده ای که جلوتر از ما به آرامی حرکت می کرد چه گناه کبیره ای مرتکب شده بود که ناگهان پیر مردی بیسیم به دست با ته بیسیمش محکم به شونه جوانک کوبید و در ادامه انواع و اقسام فحشهای رکیک و بعد هم چک و لقد و تیپا و اردنگی بود که نثار این جوان نگوبخت کرد . نمی دونم! . شاید جرمی مرتکب شده بود . ولی آیا این روش برخورد با یه جوونه؟ اونم یه مامور با لباس شخصی؟ بدون هیچ حکم و هرگونه دلیل مستندی؟ !
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
|
از مهمترین خبرهای هفته گذشته در بعد داخلی می توان به مرگ شعبان بی مخ آن هم در روز ۲۸ مرداد اشاره کرد و همچنین پاسخ ایران به بسته پیشنهادی غرب در باب انرژی هسته ای . ولی دو خبر حاشیه ای توجه مرا بیشتر از همه به خود جلب کرد . خبر اول دادگاه صدام جنایتکار به اتهام کشتار نزدیک به یکصد و هشتاد هزار کرد ٬ که گناهی نداشتند به جز درخواست برای آزاد زیستن و رهائی از زیر یوغ استبداد از نوع عراقی آن. در این دادگاه عکسی به نمایش درآمده بود که در آن کودکی عراقی در زیر خروارها آوار به همراه مادر و دهها کرد دیگر مدفون شده بودند در حالی که کودک شیشه شیر نزدیک مادرش را همچنان در دهان داشت . جالب است صدام وقتی متهم شد که نیروهای تحت امرش انواع و اقسام اهانتها را به زنان کرد عراقی روا داشته اند ٬ بر افروخته شد فریاد بر آورد که من ( یعنی صدام ) به هیچ وجه اجازه نداده ام در دوران حکومتم ٬ از این قبیل اعمال صورت پذیرد و .... و من می گویم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد .
خبر دیگر که در این چند روز رسانه های مجازی را تحت تاثیر خود قرار داد موضوع علاقمندی آنجلینا جولی به دین اسلام بوده که خیلی ها آن را با آب و تاب فراوان پوشش دادند. نمی دانم مسلمان شدن مایکل جکسونها و آنجلینا جولیها و خیلی دیگر از مظاهر فساد در جامعه غربی ٬ چه سودی برای مسلمانان دارد به جز بی اعتبار کردن ملت مسلمان ٬ که ما این همه آن را در بوق و کرنا می کنیم؟ چرا این مسلمانی نصفه و نیمه خودمان را نقویت نمی کنیم ؟ ما چه گلی به سر اسلام زده ایم که آنجلینا جولی بخواهد بزند؟
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
|
این هم یک نمونه از همزیستی مسالمت آمیز از جنس حیوانی آن:

بزرگ ببینید
بقیه اش را هم اینجا ببینید
از وب سایت on202.com
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس
|