تبليغاتX
شمس نوشت
مایلی کهن را میگم!!
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت توسط اکبر شمس

با خواندن متن کامل بیانیه محمد مایلی کهن بر علیه امیر قلعه نوعی از فضای حاکم بر فوتبال کشورمان لذت کافی ببرید

مردم عزيز، قهرمان و دوست داشتني ايران سربلند و هميشه جاويد

اين روزها پس از مسابقه‌ي شرافتمندانه‌اي كه تيم سايپا با جوانان برومند و شايسته‌اش در برابر رقيب قابل احترام خود انجام داد و به اذعان همه، تيم سايپا صرفا به ارايه‌ي يك بازي كاملا جوانمردانه و پاك پرداخت، اما متاسفانه چه به هنگام مسابقه (در ورزشگاه) و چه پس از آن، طي روزهاي اخير مورد هجوم ناجوانمردانه‌ترين الفاظ كه تنها از شعبان‌ بي‌مخ‌ها و نوچه‌هايشان برمي‌آمد، پرداخته و در صدد آن برآمدند تا ضعف‌هاي فني خود را به همه كس و همه چيز غير از خود نسبت داده و هر آنچه كه خود و نوچه‌هايشان لايق آن هستند با سياه‌نمايي هرچه تمام‌تر به اين و آن نسبت بدهند تا شايد بتوانند ضعف‌هاي فني خود را به گونه‌اي از چشم اين و آن پنهان داشته و لاپوشاني نمايند.

لذا به همين منظور به اين آقايان كوتوله و سياه‌كار (كل‌يوم) كه حتي فاقد مدرك تحصيلي براي گروهبان قندلي شدن بوده، اما لقب ژنرال را يدك مي‌كشند اعلام مي‌دارم تا از گل دقيقه‌ي‌ 90 سايپا و از درس و پيامي كه آن گل به بزرگي و پهناي ايران عزيز اسلامي‌مان به همراه خود داشت پند گرفته و هرچه سريع‌تر دست از نوچه بازي و نوچه‌پروري برداشته و از كارهاي ناثواب و عوام فريبي خودداري نمايند، بديهي است كه هيچ دستي برتر و بالاتر از دست خداوند عزوجل نبوده و اوست كه اگر بخواهد كسي را خوار نمايد خوار و اگر عزيز بدارد عزيز خواهد داشت و هيچ برگي بي‌اذن او بر زمين نخواهد افتاد.

اين مطالب شامل همه‌ي گنده‌ باقالي‌هايي كه به عنوان نوچه در كنار اين آدم كوتوله هستند نيز مي‌شود.

والسلام، محمد مايلي‌كهن

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت توسط اکبر شمس

برکناری علی دایی مردی که غوره نشده مویز شده بود و پس از نتایج بسیار بدی که به دست آورد و از همه بدتر خوار کردن تیم ایران برابر عربستان در برابر ۱۱۰ هزار تماشاگر ایرانی حداقل کاری بود که می توانست توسط مسئولین امر انجام شود. ولی کیست که نداند که نه انتصاب علی دایی کار فذراسیون فوتبال بود نه عزل وی. یاد افشین قطبی به خیر
+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت توسط اکبر شمس |

شکست  تیم کشتی آزاد ایران به جمهوری آذربایجان مثل این بود که تیم ملی بیس بال آمریکا به ایالت کالیفرنیا ببازه. خب این آذربایجان هم مثل بحرین و خیلی جاهای دیگه زمانی نه چندان دور از ایالات ایران  بوده.

این شکست تلخ یک نکته با مزه هم به همراه داشت. مشاوران پرزیدنت حسابی برنامه ریزی کرده بودند از پیروزی تیم کشتی به نفع خود بهره برداری سیاسی کنند که تیرشان بدجوری به سنگ خورد و ورود آقای احمدی نژاد مصادف شد با شکست ایران. حالا معلوم شد رییس جمهور ما در کنار این همه خوبی پای سبکی هم دارند البته برای تیم حریف!

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت توسط اکبر شمس |

من نه نسبت فامیلی با عادل فردوسی پور دارم و نه پدر کشتگی با مسئولین تربیت بدنی. عادل را هم جز دو سه بار در استادیوم اونهم از فاصله دور ندیدم ولی خیلی دوستش دارم. نه من بلکه همه اون چند میلیون نفری که دیشب میخواستند در حمایت از برنامه نود پیامک بفرستند همه دوستدار ایشان هستند. حالا دلیل این همه محبوبیت چیه؟ دلیلش عدالت و شهامت و جسارت عادل فردوسی پور در بیان حقایق پشت صحنه ی فوتبال ایرانه که خیلی ها تاب تحملش را ندارند. حالا اینا کی هستند؟ مسئولینی که از جنس فوتبال نیستند و مثل بختک چسپیدند به این ورزش صرفا برای رسیدن به مقاصد سیاسی. یه عده بی سواد لمپن هم که نمونه اش فراوانه و سوتی های ناب اونها در برنامه هایی مثل نود سالهاست که باعث خنده مردمه. کسانی که هنوز فرق ۱۸۰ درجه را با ۳۶۰ درجه نمی دانند. و یه مشت دلال که در بین همه صنوف فوتبال رخنه کردند و مثل زالو خون مردم را می مکند. بگذریم فقط حیفم اومد اینو نگم که در آستانه سی و مین سالگرد انقلاب با شکوه اسلامی هستیم و همه به یاد داریم که یکی از اصلیترین شعارهای این انقلاب عدالت طلبی و مبارزه با زورگویی بوده و هست. مسئولین تربیت بدنی چقدر خوب این شعارها را سر لوحه ی کار خود قرار دادند!

+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت توسط اکبر شمس

در پی اقدامات غیر معقولانه ای که سازمان ورزش طی هفته گذشته در برخورد با برنامه محبوب و پر بیننده "نود" انجام داد، سایت این برنامه هم در اقدامی تلافی جویانه و از قول یکی از خبرگزاریها زندگینامه علی آبادی، رییس سازمان تربیت بدنی را رو کرد که در زیر آن را میخوانید: 

همسر، باجناق و پسرش، داماد خواهر و دیگر بستگان علی‌آبادی آمده‌اند تا او در این میدان تنها نباشد...
زمان زیادی طول نکشید تا ورزش مثل یک موجود ذره‌بینی به ریزترین بافت‌های زندگی یک خانواده غیرورزشی راه پیدا کند. سالها قبل، در یکی از مناطق غربی کشور، سرنوشت یک مرد ساده، آنگونه نوشته شد که بعدها ورزش آرام آرام در زندگی‌اش رخنه کند. مردی که از حضور در جبهه‌های جنگ شروع کرد و به فاصله چند سال بعد به پشت بلندترین خاکریز ورزش رسید. سالها قبل در بحبوحه جنگ تحمیلی، آشنایی دو بسیجی که بعدها یکی از آنها فرماندهی لجستیک سپاه غرب کشور را به عهده گرفت، سرنوشتی طلایی را نوشت تا امروز محمد علی‌آبادی بر پشت بزرگترین صندلی مدیریت ورزش ایران تکیه زند. در واقع سنگر کوچک آن روزهای یکی از مناطق جنگ زده غرب ایران، بعدها به یکی از صادر کننده‌های مدیریت سیاسی به بخش‌های مختلف کشور تبدیل شد. محمد علی‌آبادی به خوبی آن روزها را به یاد داشت که تنها هفته‌هایی بعد از حضور یاور نزدیکش در همان جبهه در پست اول اجرایی کشور، پیشنهاد تکیه بر مسند ریاست سازمان تربیت بدنی را دریافت کرد. البته این دو نفر پیش از این، همکاری در فرمانداری خوی، استانداری اردبیل و حتی شرکت آتی‌ساز را تجربه کرده بودند. پرزیدنت محمود احمدی‌نژاد که در این سالها هنوز خاطرات فعالیت به همراه علی‌آبادی در جبهه‌های غرب را از خاطر نبرده بود، به یاد گذشته این بار کار در جبهه‌ای نو را با دوست قدیمی‌اش شروع کرد. همانگونه که در گذشته به نظر می‌رسید با حضور فرمانده بزرگ جنگ در همان منطقه، حمید چیپ‌چیان در مقام وزیر نیرو در دولت خاتمی، جمع قدیمی، دوباره گرد هم بیایند؛ اما چیپ‌چیان این پیشنهاد را رد کرد تا سرنوشت از راه دیگری وارد شود و بعدها، در چنین روزهایی دوباره یاد خاطرات جهاد در جنگ را زنده کند. پدیده راهیابی دوستان نزدیک مقامات دولتی به لایه‌های حکومتی که نسل‌هاست بدون هیچ کاستی رعایت می‌شود، این بار هم بدون کم و کاست و به صورتی دقیق رعایت شد تا محمد علی‌آبادی ماه‌ها بعد از انتصاب محمود احمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران مهمترین پست ورزشی ایران را به عهده بگیرد. پستی که تمام راه‌های ورزش به آن ختم می‌شود و اغلب تصمیمات مهم، در ساختمان اصلی آن در خیایان سئول گرفته می‌شود.
******
ویروس ورزش به طور خیلی ناگهانی زندگی یکی از مرفه‌ترین خانواد‌های منطقه میرداماد را تحت تاثیر قرارداد. بعد از حضور پدر در راس سازمان تربیت بدنی بود که خانواده دچار تغییر حالت بزرگی شد و بحث‌های کلان ورزشی به صورتی ملموس، جای بحث‌های ساخت وساز را گرفت. پیش از این به دلیل فعالیت عمده خانواده در بخش راه و ساختمان، ورزش هیچ حق و سهمی در بحث‌ها نداشت، اما انتصاب ناگهانی پدر در بخش ورزش به همان میزان، ورزش را تبدیل به مهمترین دغدغه فکری خانواده کرد. دو سال پیش بود که این ماجرا جان گرفت و خیلی زود اعضای خانواده دریافتند به همان اندازه‌ای که در کارهای ساختمانی و ساخت‌وساز استعداد دارند، می‌توانند در ورزش تاثیری مثبت از خود به جای بگذارند. این‌گونه بود که در تابستان سال 2006، محسن پسر ارشد خانواده همراه با پدر راهی آلمان شد تا از نزدیک شاهد حضور تیم ملی ایران در یکی از بزرگترین رویدادهای ورزش دنیا باشد. هر قدر که پسر و دختر کوچک خانواده مهندس (احسان و زهرا) نسبت به ورود به وادی ورزش بی‌میلی نشان می‌دادند، محسن گام‌های خود را در رکاب پدر محکم‌تر برمی‌د‌اشت تا خیلی زود به اولین پست ورزشی خود برسد. در این لحظات بود که «پدیده راهیابی دوستان و اقوام نزدیک مقامات دولتی به لایه‌هایه‌های حکومتی» بدون هیچ کاستی‌ای رعایت شد. هر چند قرار بود ابتدا اتفاق بزرگتری رخ دهد و حضور محسن علی‌آبادی سرو صدای زیادی به راه بیاندازد، اما یک تصمیم کاملا سیاسی برای شروع از نقطه‌ای که خیلی سر و صدا به راه نیندازد، ماموریتی شد که خیلی موفقیت‌آمیز به سرانجام رسید. در همان شبی که پدر و پسر با هم به توافق رسیدند که محسن علی‌آبادی به عضویت هیات رئیسه فدراسیون شنا دربیاید، نقشه راهیابی دوستان نزدیک به لایه‌های مختلف ورزش استارت خورد و مهندس موفق عمران، به سرعت دست نزدیکان دیگر را در ورزش بند کرد.
******
محسن علی‌آبادی، خیلی زود قدم بر جای پای پدر موفق گذاشت. پدر به عنوان یک فعال بزرگ بخش ساختمانی که روزی قرار بود وزرات مسکن را به عهده بگیرد، همان مردی است که پس از 8 سال موفق شد بالاخره لیسانس خود را در این رشته بگیرد. او یک شرکت بزرگ ساختمانی دارد و رقیب اصلی سردار محصولی است. سرداری که قرار بود در کابینه احمدی‌نژاد وزیر نفت باشد، اما به دلیل فضای منفی مجلس نسبت به او و احتمال رای نیاوردن آنقدر صبر کرد تا به عنوان سومین وزیر کشور دولت نهم مشغول به کار شود. خانه فعلی و چند میلیاردی علی‌آبادی در میرداماد یکی از معدود خانه‌هایی است که با خانه سردار محصولی که عکس آن در سایت‌های مختلف یافت می‌شود، رقابت می‌کند! فعالیت‌های موفقیت‌آمیز علی‌آبادی در سخت و ساز، در واقع اولین فاکتوری بود که باعث شد محسن، پسر ارشد خانواده در همه زمینه‌ها در کنار پدر قرار بگیرد. او که در این سالها همواره یکی از یاران پدر در تصمیمات بزرگ بود، خیلی زود تاثیر خود را تصمیمات بزرگ ورزشی هم نشان داد. وقتی خیلی راحت توانست پدر را قانع سازد که مربی منتخب «خرد جمعی» را در راس کادر فنی تیم‌ملی نگذارد! این در واقع اولین تاثیر بزرگ مرد سایه در ورزش بود که بعدها گامهای بعدی را برای او بسیار محکم‌تر برداشت تا مرد شماره یک ورزش به این نتیجه برسد که پسر ارشدش، در این راه دشوار هم می‌تواند یار و یاورش باشد. روزی که خرد جمعی در فوتبال به این نتیجه رسید که مجید جلالی بهترین گزینه برای رهبری تیم‌ملی در جام ملت‌های 2007 است، شب سرنوشت‌سازی در خانه علی‌آبادی رقم خورد. در آن شب محسن در مقام یک مخالف در آمد و مجید جلالی را انتخابی مناسب برای تیم ملی ندانست. دقیقا در همان شب بود که نام امیر قلعه‌نویی به ذهن رئیس سازمان تربیت‌بدنی خطور کرد. این حقیقت بعدها توسط یکی از نزدیکان سازمان تربیت بدنی تایید شد: «قلعه‌نویی پیشنهاد محسن بود که علی‌آبادی هم خیلی زود به طور جدی به آن فکر کرد و اینگونه بود که سرمربی سابق استقلال در جام ملت‌ها روی نیمکت تیم‌ملی نشست.» این تصمیم در واقع شروع راهی جدید برای محسن علی‌آبادی بود که پیش از این، تنها کار ساخت و ساز را تجربه کرده بود. او هنوز در این راه فعالیت دارد، اما در کنار آن ورزش را هم تبدیل به یکی از دغدغه‌های زندگی‌اش کرده است و حتی بخشی از کارهای ساخت و ساز سازمان تربیت بدنی انجام می‌دهد تا با یک تیر دو نشان را زده باشد. محسن علی‌آبادی چند سال پیش با کمک برادرزاده قلمچی(کانون فرهنگی آموزش) و با کمک پدر به تاسیس یک شرکت راه و ساختمان دست زد و هنوز هم در این شرکت به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد. این فرد فنی، به فاصله چند هفته بعد از انتخابش به عنوان عضو هیات رئیسه فدراسیون شنا، به خبر اول رسانه‌های ورزشی تبدیل شد. خبر این انتصاب دهان به دهان چرخید و حتی به یکی از کنفرانس‌های مطبوعاتیی رئیس سازمان تربیت‌بدنی هم راه یافت. در آن بعدازظهر تابستانی، وقتی یکی از خبرنگارن این سوال را از مهندس علی آبادی پرسید او با انعطاف خاصی جواب داد: «حضور در هیات‌رئیسه هیچ درآمدی برای محسن ندارد. انتخاب افراد در این پست بیشتر به‌خاطر رابطه‌هایی است که دارند. در واقع ما از قدرت افراد برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کنیم.» حضور محسن علی‌آبادی در هیات‌رئیسه فدراسیون شنا، شیرجه و واترپلو، توجه پدر را نسبت به این فدراسیون بسیار بیشتر از گذشته کرد. به گونه‌ای که علی‌آبادی حتی در یکی از نشست‌های این هیات حضور یافت و صراحتا اعلام کرد دست غارتگران را از ورزش کوتاه می‌کند. حضور پسر علی‌آبادی در شنا خیلی بی سر و صدا صورت گرفت و به ‌همین اندازه هم فعالیت‌های او در این فدراسیون در خفا بود. البته آنقدر حضور او در این فدراسیون کمرنگ بود که این شایعه در چند ماه گذشته قدرت گرفته که به ‌دلیل مشغله‌های فراوان کاری، محسن علی‌آبادی استفعا داده ولی این خبر تنها یک شایعه بود. او که رفاقتی نزدیک با وحید مرادی رئیس فدراسیون شنا پیدا کرده بود، امسال حتی همراه با او به سفر حج رفت تا روزنه بسیاری از شایعه‌ها را ببندد.
هر چند فعالیت محسن در ورزش زیاد هم پر سر و صدا و پرحاشیه نیست؛ اما اینکه او روی تصمیمات بزرگ ورزشی می‌تواند تاثیری محسوس روی پدر داشته باشد، موضوعی انکار ناپذیر است. پسر علی‌آبادی در این مدت لابی‌های ورزشی خود را بسیار قوی‌تر از گذشته هم کرده و هیچ بعید نیست که امروز، در یکی از اصلی‌ترین بافت‌های ورزشی فعالیت کند، بی‌آنکه اثری از حضور او احساس شود. او استقلالی است و رابطه بسیار نزدیکی با امیر قلعه‌نویی سرمربی این روزهای این تیم دارد و تقریبا همه می دانند پروژه بازگشت دوباره او به سطح اول فوتبال در لیگ برتر ایران هم به وسیله علی‌آبادی کوچک عملی شد. این در حالی است که پدر او پرسپولیسی است و گفته می‌شود همیشه درباره مسایل دو باشگاه پرطرفدار تهرانی با هم بحث‌های موثری دارند.
******
در بحث‌های کلان ورزش در خانه مهندس علی‌آبادی این تنها دو عضو خانواده نیستند که گاه به گاه بزرگترین تصمیمات را می‌گیرند. فقط لازم است به نام‌های اعضای هیات ‌مدیره فدراسیون آمادگی جسمانی نگاهی بیاندازید تا متوجه شوید که همسر علی‌آبادی هم در کنار او و پسر بزرگش وارد ورزش شده است. همسر علی‌آبادی هم که ظاهرا در کنار او پیش از این در فعالیت‌های عمرانی و ساخت و ساز دست داشته، با حضور او در راس مدیریت ورزش ایران، به عضویت هیات‌رئیسه آمادگی جسمانی در آمد. با این اتفاق بود که جمع ورزشی‌های خانواده علی‌آبادی با حضور آخرین عضو کامل شد. در این بین احسان علی‌آبادی مثل گذشته بی‌علاقگی خود را برای ورود به ورزش حفظ کرد تا تنها عضو بیگانه خانواده در ورزش باشد؛ اما این پایان ماجرا نبود. علی‌آبادی بعدها حضور برخی از نزدیکان دیگر را هم به ورزش مهیا ساخت.
********
در نخستین رزوهایی که پسری جوان مدیریت روابط عمومی سازمان تربیت بدنی را به عهده گرفت، این شایعه دهان به دهان چرخید که این جوان یکی از اقوام نزدیک رئیس سازمان تربیت‌بدنی است؛ اما خیلی زود این شایعه از دهان افتاد تا مشخص شود محمد آخوندی از راه دیگری وارد سازمان تربیت‌بدنی شده است. او هیچ رابطه خویشاندی با مهندس علی‌آبادی نداشت. آخوندی که اصلیتی مازندرانی دارد طبیعتا نمی‌توانست هیچ رابطه خویشاوندی با مهندس علی‌آبادی که اصالتا اراکی است، داشته باشد. آخوندی بعدها در گفتگویی اعلام کرد تا پیش از ورود به سازمان تربیت‌بدنی اصلا علی‌آبادی را ندیده بود. هرچند تلاش مطبوعاتی‌ها برای کشف این رابطه و دلیل حضور چنین مرد جوانی در یکی از پست‌های مهم سازمان بی‌نتیجه ماند؛ اما در فدراسیون فوتبال با موفقیت به ثمر نشست. زمانی که حسینی، مدیر جدید روابط عمومی فدراسیون فوتبال، فعالیت خود را در همان خیابان سئول شروع کرد و خیلی زود مشخص شد که تا به حال هیچ سابقه‌ای در این زمینه نداشته است. گفته‌ می‌شود او داماد خواهر مهندس علی‌آبادی است که بعد از حضور کفاشیان در فدراسیون با سفارش رئیس سازمان در این پست مهم شروع به فعالیت کرد. حسینی که نشان داد پیش از حضور در این پست حتی مسابقات فوتبال را هم نگاه نمی‌کرده، یک بار در مواجهه با یکی از مجریان مشهور تلویزیونی که حتی در دورترین نقاط ایران هم قابل شناسایی است، پرسیده بود: «شما خبرنگار کدام روزنامه هستید؟!»... حسینی که رابطه خوبی با مطبوعات ندارد، درمدت کمی که به فدارسیون فوتبال رفته بارها با خبرنگاران مشکل پیدا کرده و اخیرا در کمیته ملی المپیک با یکی از گزارشگران تلویزیونی جرو بحثی اساسی داشته است.
این، آخرین انتصاب خویشاوندی علی‌آبادی در ورزش نبود. او یکی از نزدیکانش را از زمان مدیریت داریوش مصطفوی به باشگاه پرسپولیس برد تا در نیمه قرمز ایران نماینده‌ای فعال داشته باشد. برخی می‌گویند که ضرابی برادر همسر محمد علی‌آبادی است و برخی هم می گویند او یکی از دوستان نزدیک محسن علی‌آبادی است. البته درباره نفریه (یکی از اعضای سابق هیات مدیره باشگاه استقلال) هم حرف و حدیث‌هایی وجود داشت مبنی بر اینکه او خواهرزاده علی‌آبادی بزرگ است.
این روال از بدو ورود علی‌آبادی به سازمان تربیت‌بدنی شروع شد. رابطه دوستانه رئیس سازمان تربیت‌بدنی و باجناقش باعث شد او بلافاصله پس از ورودش به سازمان تربیت‌بدنی، زمینه حضور پاک‌وجدان را در مدیریت کل امور اداری سازمان ورزش فراهم سازد و با همین سرعت پسر باجناق علی‌آبادی هم به فدراسیون هندبال رسید تا بخشی از کارهای این فدراسیون را به عهده بگیرد.
******
همسایه نزدیک علی‌آبادی در خیابان کرمان همان مردی بود که به طور قابل پیش‌بینی‌ای به باشگاه استقلال راه یافت و در دوره‌ای، همه کاره این تیم پرطرفدار تهرانی شد. هر چند زریبافان یکی دیگر از معاونان رئیس جمهور احمدی‌نژاد با هدف فعالیت‌های سیاسی گام به کابینه گذاشت، اما وسوسه فعالیت در ورزش خیلی زود او را به این سو کشید. زریبافان بعد از ماه‌ها شایعه به‌عنوان سخنگوی این باشگاه برگزیده شد و بعدها هم از این پست کنار رفت. در واقع حضور او در این باشگاه تنها به واسطه دوستی قدیمی‌اش با علی‌آبادی و همکاری با او در شرکت آتی‌ساز بود و هنوز هم این دوستی به قوت خود پا برجاست. به گونه‌ای که زریبافان هم یکی از مشاوران علی‌آبادی در چالش‌های بزرگ ورزشی است. از این دست اتفاقات در دوره حضور علی‌آبادی در سازمان ورزش ایران بسیار رخ داده که گویا ادامه هم خواهد داشت.

نتیجه گیری با شما خواننده  باهوش

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت توسط اکبر شمس |

کل بزنید و نقل بپاشید و پایکوبی کنید که فردا جشن آشتی کنان دو سردار بزرگ اول ورزش مملکت٬ جنابان حاج علی دایی و حاج ممد مایلی کهن است. خدا را شاکریم و از جناب مستطاب٬ حاج مهرداد بذر پاش ریش سفید٬ که بانی این امر بسیار مهم گردیده تشکر می کنیم که باعث گردید هفتاد میلیون ایرانی و بلکم(!) میلیونها غیر ایرانی  که بر اثر این واقعه دچار دو دستگی و سردرگمی شدید شده بودند از نگرانی به در آیند.

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت توسط اکبر شمس

    با این وضعیت بد اقتصادی و اجتماعی که باعث دوری مردم از خنده و شادی شده٬ حضور سیف الله معروف به سهراب بوقی٬ بوقچی بسیار قدیمی استقلال در برنامه جهانگیر کوثری کلی باعث خندیدن مردم شد. روز شنبه هر اهل فوتبالی را میدیدی حرفش سهراب بود. من نمیدانم آقای کوثری چه اصراری دارند از کسانی دعوت کنند که تا به حال روبروی دوربین قرار نگرفته اند بخصوص در یک برنامه زنده با بیننده میلیونی. نوع گفتار آقا سهراب خیلی با مزه بود مخصوصا" آنجا که ژسرانش را نوکر و دخترش را کنیز آقای کوثری میخواند!! دویست سیصد باری هم واژه دری وری را به کار برد که کلی باعث انبساط خاطر بینندگان شد. انتخاب تماشاگر نمونه هم حسابی ضایع بازی از آب در آمده و کاملا" مشخص است که با هماهنگی قبلی عوامل برنامه با تماشاگر نمونه اجرا میشود.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت توسط اکبر شمس |

هت تریک یا همون سه گله شدن یک بازیکن فوتبال در یک بازی عملی بود که علی کریمی معروف به جادوگر فوتبال ایران در باز با ابو مسلم به اون دست یافت. ولی چهار تا گلی که پرسپولیس تو این بازی دریافت کرد باعث شد کار بزرگ علی کریمی زیاد به چشم نیاد.البته این اول ماجرا بود. علی دایی یا به قولی دیکتاتور فوتبال ایران به زانو درآمد و مجبور شد بر خلاف میل باطنی جادوگر را به تیم ملی دعوت کنه. ولی علی کریمی اعلام کرد تمایلی برای بازی در تیم ملی نداره و در اصل حاضر نشد تحت فرماندهی منفورترین و البته معروفترین بازیکن ایران به بازی گرفته بشه. من که فکر میکنم کریمی بهترین تصمیم ممکن را گرفت. هر چند خیلیها معتقدند با وساطت بزرگترهای فدراسیون یعنی همونایی که کریمی چند وقت پیش بی عرضه و بی لیاقت خطابشون کرد دوباره به تیم ملی برگرده...

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت توسط اکبر شمس

آقای علی آبادی لطفا" استعفا بدهید. فکر نمی کنم با افتضاحی که ورزشکاران تحت مدیریت شما در مسابقات المژیک به بار آوردند دیگر جایی برای شما در ریاست ورزش کشور باشد. لطفا" بروید!
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت توسط اکبر شمس |

دیشب بازی ایران را از رادیو گوش میکردم بازی امارات و کویت را هم دوبی اسپرت پخش میکرد کانل زد دی اف هم بازیهای گروه چهار اروپا رو پخش میکرد. تلویزیون ما شبکه سه نداره ما هم چاره ای نداشتیم که بازی دو تیم رقیب رو ببینیم. گهگاهی میزدم کانال زد دی اف انگار از قرن نوزده یهو میرفتی قرن بیست و یک. حقیقتا" اروپاییها برتری خودشونو خوب به رخ ما جهان سومیها کشیدند. تماشاچیها با اون همه هیجان کوچکترین و در حالی که بدون هیچ حفاظی چسپیده به زمین نمی نشینند اما کوچکترین تعرضی به زمین بازی ندارند. حالا اینو مقایسه کنید با بازی پرسپولیس سپاهان! سه هزار تا پلیس تو یه لحظه غافلگیر شدند. بگذریم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت توسط اکبر شمس

امشب اروپا آتش می گیرد! جام ملتهای اروپا که به نظر خیلی از اهالی توپ گرد از جام جهانی هم با کیفیت تر است از امشب آغاز می شود و برترین تیمهای فوتبال قاره سبز به مصاف هم میروند. این جام فقط برزیل و آرژانتین و ایران!! را کم دارد. خلاصه اینکه نزدیک به بیست روز جهان غرق در فوتبال با کیفیت اروپایی خواهد شد. به امید موفقیت هلند! اگر نشد فرانسه! باز هم اگر نشد ایتالیا!

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت توسط اکبر شمس

چه کارش میکننند این فردوسی پور رو؟!!!

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت توسط اکبر شمس |

خدایا شکر شکر شکر

واقعا" حق پرسپولیس قهرمانی بود و به درستی اول شد. بعد از قهرمانی پرسپولیس خوشحالیهای جالب توجه و ویژه کریم باقری خیلی جالب توجه بود. به قول ترکها یاشاسین کریم یاشاسین...!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت توسط اکبر شمس

حیف از اون ضربه ای که خلیلی به تیر سپاهان زد و لعنت ۱۱ سپتامبر بر داور که یه پنالتی مسلم رو نگرفت. من فقط امیدوارم که پرسپولیس دوباره گل بزنه....
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت توسط اکبر شمس

از همون موقع که یه علف بچه بودم و به دلایلی که خودم هم نمی دونم چیه! عاشق تیم فوتبال پرسپولیس شدم. سالها پیش برای دیدن بازیهای تیم محبوبم خیلی استادیوم می رفتم ولی این چند ساله به جز چند بار،فقط از راه تلویزیون بازیهای پرسپولیس رو دنبال کردم. امروز فکر میکنم حساس ترین بازی دهه اخیر این تیم باشه.بازی با سپاهان که بدون تعارف الان قویترین تیم ایرانه. ولی چه کنیم دیگه ما پرسپولیسی هستیمو دوست داریم تیم محبوبمون ببره تا چند لحظه دیگه بازی شروع میشه. امیدوارم آخر بازی خوشحال باشم

شروع شد...!!!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت توسط اکبر شمس

من که دلم به حال فردین معصومی سوخت. بیچاره حسابی توسط کشتی گیر ازبک سوسک شد. بعیده تا دو سه سال دیگه خیال پشتک زدن به سرش بزنه!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت توسط اکبر شمس

بشنوید از سو استفاده تیم فوتبال استقلال تهران از مقدسات مذهبی!! . این تیم  چند روز پیش حاضر نشد در اهواز روبروی فولاد بازی کند و دلیل محکمه پسندش هم زمان بازی بود که مصادف با ایام روزه داری است. مدیران این باشگاه با این حرکت ٬ هم ژست مقدس مابانه ای به خود گرفتند و هم این که بهترین بهانه را برای فرار از گرمای اهواز به دست آوردند و البته با دلیلی که برای بازی نکردن آوردند باعث شدند کمیته انضباطی جرات برخود نداشته باشد. ولی حال شنیده می شود این تیم به مدت یک هفته به اردوی کیش می رود . زمان این اردو در ابتدا ده روز بوده که سپس به هفت روز کاهش پیدا کرده است. دلیل کاهش  هم کاملا" واضح است . اگر اردو ده روزه بود آنوقت اعضای تیم بسیار مذهبی ما مجبور می شدند روزه بگیرند ولی یک هفته را کاری نمی توان کرد !!!

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت توسط اکبر شمس |

تو از کجا شانس آوردی قلعه نوعی ؟ بگو از کجا؟!!

اگر سوتی مدافع خام کره ای نبود چه جوابی داشتی آقای پر مدعا؟!

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت توسط اکبر شمس

خودمونیما!! این آقا نیکی با پیراهن سرخ خیلی خوش تیپتره ها!!! نه ؟!!

بزرگ ببینید

خدا به دادت برسه علیرضا !!!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت توسط اکبر شمس |

شنیدین که میگن چیزی که عوض داره گله نداره ؟!! پرسپولیس میخواست نیکبخت رو نگیره .تا اونام تلافی نکنن !!  مگه دست استقلالیا اینجوریه ؟!! به این میگن یه تلافی جانانه. حالا به نظر شما تو استادیومها امسال نیکبخت بیشتر فحش می شنوه یا انصاریان ؟!!

من که میگم نیکبخت . هر چند پرسپولیسیها بد دهن تر و البته بیشتر هستند!!

                               ؟؟؟؟؟                          

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت توسط اکبر شمس

زنده باد ایتالیا همین !!

نمی دونم چرا اینقدر بی دلیل تیم ایتالیا و کلا" ایتالیائیها رو دوست دارم . شاید چون شکل و قیافشون خیلی به ما ایرانیها نزدیکه . و نمی دونم چرا اینقدر از آلمانیها بدم میاد . البته فقط از تیم فوتبالشون !! . شاید چون آریائی هستند!!!

آلمان و بالاک و لمن و .... باختند دیگه .این اشکهای بالاک مغرور جیگرمو حال آورد!.  تا همین جا هم از سرشون زیاد بود . به جز دو سه نفر ٬ مهره معروف آنچنانی نداشتند . ولی ایتالیا ایندفعه با وجودی که کارشناسها شانس زیادی براشون قائل نبودند ٬ کاری کردند کارستان . من مطمئنم الان همه آلمانیها میگن اگه بازی می کشید پنالتی چنین و چنان میشد ! حسابشم بکنید واقعا" اگه بازی به به پنالتی می کشید ٬ هیچ بعید نبود ایتالیای بد شانس تو پنالتی ٬ چه بر سرش میومد ....

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت توسط اکبر شمس |

اشکهای برزیلی ٬ واقعی ترین اشکهای دنیاست ولی فوتبال با این صحنه ها قشنگ است:

 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت توسط اکبر شمس |

...فکر می کنم باخت برزیل به نفع جامعه فوتبال هم بود چون در صورت برد این تیم و قهرمانی در مراحل بعد ٬ اختلاف دفعات قهرمانیش با دیگر تیمهای دنیا اختلاف فاحشی پیدا می کرد و این از زیبائی فوتبال می کاست .من که فکر می کنم اینطور که پیش میره آلمان رو باید شانس اول قهرمانی دونست...
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت توسط اکبر شمس |

عمرا" اگه سی ان ان و بی بی سی وورلد مث من خبرا رو زود مخابره کنند. دیدید که بازی مهیج دو تیم پرتغال و انگلستان به نفع پرتغال تموم شد . خدا رو شکر که استعمار پیر!!!! شکست خورد
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت توسط اکبر شمس |

هم اکنون که دارم این پست رو می نویسم بازیکنای تیمهای پرتغال - انگلستان برای زدن ضربات پنالتی آماده میشن . من به شخصه دوست دارم پرتغال ببره تا حداقل بتونیم یه خورده سرمونو بالا بگیریم و بگیم بوسیله تیمی قوی حذف شدیم
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت توسط اکبر شمس

...با خواندن مطالب زیر که از زبان مازیار ناظمی گوینده بخش ورزشی سیما جاری شده ٬ در باره جناب دادکان چگونه قضاوت خواهید کرد؟ ...

  "خیلی ها می گفتند دادکان به برانکو خط و ربط می داد راستش من نمی تونم این موضوع رد یا تائید کنم اما از یک میزگرد تلویزیونی که در بخش گفتگوی ویژه خبری در شبکه دو سیما برگزار شد خاطره ای دارم که شاید برای شما جالب باشد . در آستانه عزیمت تیم ملی به مسابقات جام جهانی قرار بود با حضور دادکان رئیس وقت  فدراسیون فوتبال و برانکو ایوانکوویچ سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در خصوص تیم ایران با محور حفظ وحدت وهمدلی ( مبنای کار صدا وسیما به عنوان یار دوازدهم ) بحث و گفتگو کنیم من تعدادی از گزارشهای موجود را تایم کد ( برای تدوین گزارش ) زدم از جمله صحبتهای محمد مایلی کهن و مجید جلالی که در بین برنامه گفتگوی ویژه خبری پخش شود در هنگام پخش دادکان از صحبتهای این دو مربی بشدت بر افروخته شد و به رضا چلنگر تاکید می کرد که به برانکو بگوید این مربیان موفق نیستند و کارنامه آنها در حدی نیست که درباره تیم ملی صحبت کنند و ... نکته مهم این بود دادکان در لحظه ای به مترجم برانکو گفت اگر این موارد راهم نگفت تو خودت به این شکل ترجمه کن و بگو ( این صحبتها در فاصله زمانی پخش گزارش در استودیو رد وبدل شد ) "

....بنازم به این همه همدلی و به این همه انتقاد پذیری !! بیخودی نمی گفت دوستی که ما ایرانیها هفتاد میلیون دیکتاتوریم...

+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت توسط اکبر شمس

...این مربی آرژانتین هم ٬ یه لحظه خودشو با برانکو اشتباه گرفت و گرنه عمرا" یه همچین تعویض هائی انجام نمی داد !! آخه پدر بیامرز اینم شد تعویض؟ اههههههههههه

به علت باخت آرژانتین سه روز عزای عمومی اعلام می کنم . لطفا" لوگوهاتونو به صورت نیمه افراشته در بیارید!!!....

+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت توسط اکبر شمس

عجب بازی بود بازی دیشب . تا به حال به یاد ندارم تو جام جهانی ٬ یه بازی این همه کارت زرد و قرمز داشته باشه . تیمی که گل نزنه بایدم ببازه . درسته که هلند تیم دوست داشتنی بود و با مربی گری مارکو فان باستن دوست داشتنی تر. ولی با حرکات زشت و دور از اخلاق جوانمردانه ای که انجام دادند همون بهتر که حذف شدند
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت توسط اکبر شمس |

باز هم به غیرت آندرانیک تیموریان که اینچنین پس از حذف تیم ملی از جام جهانی با حالتی گریان بر زمین افتاده . میلیاردرهای بی غیرت ٬ هم اکنون برای تفریح همراه با خانواده هایشان در اروپا و آمریکا به سر می برند .

چرا پیراهن تیم ملی اینقدر بی ارزش شده ؟!

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت توسط اکبر شمس |

یه گزارش احساسی!!!

تیم محبوب آرژانتین به سختی از سد مکزیک گذشت . هر چند من از سالها قبل به این تیم علاقه زیادی دارم ولی برد آرژانتین برابر مکزیک لذت دو چندانی داشت .چون این مکزیک بود که با برد برابر تیم ایران ٬ این همه گرفتاری برامون درست کرد . امیدوارم آرژانتین بتونه برابر آلمان هم برنده بشه!

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت توسط اکبر شمس |

 

جام جهانی فوتبال در حالی برای ایران پایان پذیرفت که این تیم با همه ستارگان نامدارش نتوانست رضایت خاطر مردم و کارشناسان را به خود جلب کند . عواملی مانند ضعف در امور پایه ای ٬ مدیریت نا صحیح ٬ انتقاد ناپذیری مسئولین ذی ربط٬ نداشتن بازیهای مناسب تدارکاتی به علت مشکلات سیاسی ٬ مربیان با دانش پایین ٬ انتخاب بد بازیکنان و ...باعث شد تیم شایسته ایران نتواند آنطور که باید ٬ خودی نشان دهد . درست است که ما با تیمهائی قوی رو برو بودیم ولی ما نتوانستیم اندکی از توانائیهای خود را به رخ این حریفان بکشیم . تیم ملی احتیاج به یک خانه تکانی اساسی دارد ٬ بسیاری از این بازیکنان در جام بعدی نخوهند توانست تیم ایران را همراهی کنند ٬ پس باید از همین امروز ضمن تشکیل کمیته های کارشناسی برای عیب یابی البته نه به شکل سابق ٬ ضعفها را بر طرف نمود تا در جامهای بعدی حضوری موفق داشته باشیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

 تیم ملی ایران در نخستین روز از رقابت های جام جهانی در حالی که می توانست دست کم با یک امتیاز از زمین خارج شود شکست تلخی را متحمل شد تا شگفتی ساز شدنش در این دوره از رقابت های جام جهانی در هاله ای از ابهام فرو رود.تیم ملی ایران در هجدهمین دوره رقابت های جام جهانی در گروه D رقابت ها با تیم هایی همگروه است که به زعم کارشناسان گروه نسبتا ساده ای به حساب می آید و این بخت را دارد تا به دور دوم رقابت های جام جهانی صعود کند.ضمن اینکه وقتی به عملکرد فوتبالمان در این چند سال اخیر نظر می اندازیم می بینیم فوتبال ایران جایگاه نسبتا مقبولی پیدا کرده است. حذف استرالیا در ملبورن، شکست آمریکا در پاریس ، بازی قابل قبول مقابل دانمارک در کپنهاگ، شکست پرگل کره جنوبی(تیم چهارم جهان)در پکن و نتایج دیگری که همگی نشان می دهد فوتبال ایران می تواند به سان فوتبال بسیاری دیگر از ممالک کوچک و بزرگ دنیا حرف هایی برای گفتن داشته باشد.تیم ایران با انبوهی از ستاره ها مقابل مکزیکی صف آرایی کرد که به قول یک کارشناس آلمانی فقط زیاد می دود. مکزیکی ها در بازی با ایران آنقدر دویدند تا به هدفشان رسیدند. آنها برای همه چیزدویدند: برای اینکه بازی را ببرند، برای اینکه برتری خود را ثابت کنند، برای اینکه به فوتبال احترام بگذارند و برای اینکه هوادارانشان را سرخورده نکنند. شهیرترین مهره فوتبال مکزیک بازیکنی بود به نام خارد بورگتی که در بازی مقابل ایران حرکت خاصی را از خود نشان نداد و چه خوب که زود به این واقعیت پی برد و از آنجا که یک وطن پرست واقعی بود ، از مربی تیم خواست تا یک بازیکن آماده تر را به جای او به زمین بفرستد.برانکو پس از پایان دیدار مقابل مکزیک در حضور رسانه ها گفت: "ما به اشتباهات فردی باختیم." بله ایران به اشتباهات فردی باخت و یکی از افراد اشتباهکار ، خود شخص برانکو بود که هیچ گاه به انتقادات سازنده ای که علیه تیم ملی می شد وقعی ننهاد. وقتی میرزاپور در رقابت های لیگ برتر انواع و اقسام گل ها را دریافت می کرد و یک دروزاه بان ضعیف نشان می داد، تنها حامی اش کسی نبود جز برانکو. وقتی همگان می گفتند دایی پا به سن گذاشته برای حضور در خط حمله تیم ملی ایران(لااقل حضور کامل) مناسب نیست، برانکو و فدراسیون فوتبال فوتبال، منتتقدان را به ایجاد اغتشاش روحیه تیم ملی متهم کردند. زمانی که همه می گفتند نصرتی مجموعه ای از اشتباهات است ، برانکو پشیزی برای نظر کسی ارزش قائل نشد تا تیم ملی دقیقا از همین افراد بیشترین ضربات را بخورد و آن وقت برانکو می گوید ایران به اشتباهات فردی باخته است.دایی، میرزاپور، رضایی، نصرتی و معدنچی بازیکن تیم ملی هستند و این مربی است که باید تشخیص دهد آنها می توانند در ترکیب تیم حضور داشته باشند یا خیر. در کجای دنیا سابقه داشته مربیان باخت های خود را به گردن بازیکن بیندازند؟ در واقع وقتی یک مربی چنین می کند خودش را به زیر سوال می برد. برانکو باید خیلی زودتر از اینها متوجه می شد که این بازیکنان قابلیت حضور در ترکیب تیم ملی را ندارند اما متوجه نشد. او به جای این کار نشست و منفی بافی کرد تا امروز به جای اینکه خود را به عنوان بزرگ ترین مقصر بداند، پای زمین و زمان را به میان بکشد.

به هر تقدیر بازی با مکزیک در حالی که می توانست با پیروزی تیم ما ونیمی از راه صعود همراه باشد به پایان رسید. امیدواریم برانکو در ادامه کار دست از لجاجت برداشته و با آماده ترین نفرات در زمین حضور پیدا کند. فوتبال ایران به پیروزی نیاز مبرم دارد. 

 

منبع : مهر نیوز

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

خدا رو خوش میاد با اعصاب ما اینجوری بازی میکنید آقایان مسئول؟ چند میلیون نفر باید داد بزنند این آقای دائی درسته یه زمانی بازیکن خوبی بوده ولی الان دیگه فوتبالش تموم شده و باید بره پی کارش تا جوونا بتونن نفس بکشند! اگر قرار باشه که هر کی یه زمانی بازیش خوب بوده باید همچنان بازی کنه که باید پروین و آشتیانی و ناصر محمد خانی فیکس تیم باشن !! پدر جان من ٬ !!!  دیوانه شدیم به خدا . حیف نیست خطیبی و عنایتی و کاظمیان رو نیمکت بنشینند به جاش جناب دائی تو زمین باشند؟ به جرات میگم ما ده به دوازده بازی می کردیم . آقای دائی شده بود یار دوازدهم مکزیک !! حداقل برای بازیهای بعدی فکری بکنید که مطمئنم فکری  نمی کنید . بعضی وقتا به خودم میگم بابا بیکاری حرص این چیزارو میخوری ؟ ولی چه کنیم تیم ملی کشورمونه و دوستش داریم . از بس ملت گفتند دائی فوتبالش تموم شده ولی کسی گوشش بدهکار این حرفا نبوده ٬ دیگه این آخرا کسی این مسئله رو بیان نمی کرد چون همه می دونستند که بی فایده است . آخر بازی هم که هرکی بخواد از ایشان انتقاد کنه خیلی راحت میگن من دستورات مربی رو تو زمین اجرا کردم و از خودم راضیم . والله ما که راضی نیستیم شما با پول هفتاد میلیون ایرانی معروف بشید و حالا اینجوری رو اعصاب مردم راه برید . بی خیال بابا بی خیال اصلا" کی گفته بالای چشم تو ابروست؟!!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

عجب حکایتی داره این روحیه ما خیلی جالبه از کوچیکی عاشق یه تیم فوتبال باشی و لی از همون کوچیکی احساس همبستگی با ضعیفا تو روحت باشه . حالا چقدر جالب میشه این تیمی که عاشقشی بیاد با یه تیمی که ظاهرا" ضعیفه بازی کنه به قول این باسوا د موادا چه پارادوکسی میشه . اول تیم محبوبت یه گل بزنه کلی به به و چه چه کنی بعد وقتی تیم ضعیفه که خیلی هم تیم گردن کلفتی نشون میده فشار بیاره به تیم محبوبت اونوقت روحیه ضعیف دوستیت گل کنه تو دلت بگی خدا کنه اینا یه گل بزنن بعدش دوباره تیم محبوبت یه گل دیگه هم بزنه . به صورت کاملا" طبیعی به هوا بپری بعد یادت بیاد ای داد بیداد پس این ضعیفا چی ؟!! اگه ببازن که به احتمال زیاد حذف میشن که؟!! بعد دوباره طرفدار تیم ضعیفه بشی ولی ایندفعه نه تو دلت بلکه آشکارا بعد دوستای فوتبالیت بهت یه جوری نیگا کنن که تو اصلا" ثبات نداری !. خلاصه بزنه و تیم ضعیفه یه گل رو جبران کنه! وای چه شود!!

هیچی دیگه تو این وسط میمونی چیکار کنی؟

ای بابا  مثل  اینکه بیخوابی زده به سرمون . بابا همش تقصیر این مارادوناست که آدم یاد گذشته ها میندازه اونوقتا که واسه باخت آرژانتین چشمامون پر اشک میشد ولی سرمونو جوری بالا میگرفتیم تا اشکا بره تو موهای سرمون . حالا دیگه موهای قایم کننده اشک هم خیلیهاشون ریختن ولی در عوض دیگه به خاطر باخت تیم محبوب گریه نمیکنیم پس این به اون در

اصلا" شما فهمیدین چی شد؟!نه خدا وکیلی فهمیدین؟!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

چهار سال دیگر هم گذشت و جام جهانی دیگر از راه رسید و هر تیمی که مدیریت قویتری داشته و با برنامه ریزی مناسبتر  حرکت کرده ٬ موفقتر از بقیه خواهد بود . این جام مکانی است برای نشان دادن توانائیهای ورزشی کشور های شرکت کننده. ایران هم با همه کم و کاستها و خوب و بدها تیم خود را روانه این مسابقات نموده ٬ امیدی که به موفقیت این تیم می رود در هیچ دوره ای سابقه نداشته است .

امروز عصر مراسم افتتاحیه مسابقات در حالی برگزار شد که باز هم تلویزیون مارا از دیدن این برنامه باشکوه محروم کرد هرچند بر خلاف دوره های قبل که مراسم از طرف تلویزیون به طور کلی تحریم میشد اینبار قسمتهائی کوتاه از کانال سه پخش شد.

همانطور که میدانیم حواشی مسابقات فوتبال دست کمی از خود مسابقه ندارد ولی یکی از ایراداتی که همیشه به تلویزیون دولتی وارد است٬ پخش ننمودن این حواشیهاست.

عکس از بازتاب

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

سایت جام جهانی اتوبوسهای مخصوص تیمهای شرکت کننده را به معرض نمایش گذاشت . از جمله اتوبوس تیم ملی ایران که منقش به پرچم مقدس کشورمان و شعاری زیبا با این مضمون : ستارگان پارسه

shamsfuture@gmail.com

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

با نزدیک شدن به جام جهانی ٬ تب فوتبال در سراسر ایران دارد بالا می گیرد . همه مردم حساس شده اند . حتی پیرمردها و پیرزنها هم در پی آنالیز تیمهای جام جهانی بخصوص تیمهای همگروه ایران هستند . علاقمندان تیم ملی چند روز گذشته با حضور در کمپ تمرینی ٬ به تشویق آنان برخاسته اند

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت توسط اکبر شمس |

هیچ می دونید به جام جهانی فوتبال چیزی نمونده؟ حقیقتش من ترس ورم داشته !! خیلی از بازیکنای ما فقط اسمشون هست وبازیشون کیفیت سابقو نداره ٬ و فقط محافظه کاری برانکو باعث شده که تو تیم باقی بمونند

فیفایه پیش بینی عجیب و غریب کرده٬ چند تا بازیکنی که احتمال سوتی دادنشون زیاده رو معرفی کرده ٬ از ایران جناب محمد نصرتی صاحب این عنوان شدند. ولی من به شخصه ترسم از درون دروازه است٬ اونجا که جناب میرزاپور می ایسته!! 

آیا میرزاپور سر مارا خواهد برید؟!!

shamsfuture@gmail.com

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت توسط اکبر شمس |

بعد مدتها هوس کردیم یه پست ورزشی بنویسیم. چه کنیم دیگه درسته که ما پرسپولیسی هستیم اونم از نوع تیرش!! ولی اعتراف می کنم اگه امسال استقلال قهرمان نمی شد در حقش ظلم شده بود . در هر حال مبارکشون باشه .... ما که بخیل نیستیم

shamsfuture@gmail.com

+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت توسط اکبر شمس |

این آقای خیابانی هم دلش خوشه! کی حال داره به داربی بگه شهرآورد . البته قبول دارم که باید فارسی را پاس داشت ولی خدا وکیلی حق بدین که داربی از شهرآورد قشنگتره!!

من؟ نه بابا من پرسپولیسی نیستم

+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384ساعت توسط اکبر شمس |

حرف حساب که جواب نداره؟ آخه این بنده خداها هم دل دارن . بابا بیشتر از نصف جمعیت ایران رو خانمها تشکیل میدن!

من فکر می کنم حضور خانمها باعث بشه درصد شعارهای رکیک که این روزامثل  نقل و نبات شده تو استادیوم ها خیلی بیاد پائین. امتحانش ضرری نداره!!

 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت توسط اکبر شمس |